مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
79
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
در « تذكرة الخواص » آمده است : واقدى ، هشام و ابن اسحاق و ديگران نوشتهاند : « هنگامى كه حسين ( ع ) كشته شد ، عبدالله بن زبير پيكى را نزد عبدالله بن عباس فرستاد تا با وى بيعت كند ؛ و گفت : من از يزيد فاسق تبهكار سزاوارترم . . . . » « 1 » در « البدء و التاريخ » آمده است : امّا عبدالله زبير در مكّه از بيعت خوددارى كرد و به كعبه پناه برد و مردم را به شورا فرا خواند . او يزيد را لعنت مىكرد و او را فاسق متكبر مىخواند . . . . « 2 » در « البداية و النهاية » آمده است : ابن زبير پس از شنيدن كشته شدن حسين ( ع ) آغاز به سخنرانى براى مردم كرد . او قتل حسين ( ع ) و يارانش را بزرگ مىشمرد و مردم كوفه و عراق را به خاطر تنها گذاشتن حسين ( ع ) سرزنش مىكرد . او براى حسين ( ع ) طلب رحمت مىكرد و بر قاتلانش لعنت مىفرستاد و مىگفت : به خدا سوگند آنان كسى را كشتند كه شبها پيوسته براى عبادت مىايستاد و بسيارى از روزها را روزه مىداشت . به خدا سوگند او قرآن را با آواز و بازى ، گريه از خوف خدا را با كارهاى بيهوده ، روزه را با شرابخوارى دايم و حرامخوارى پيوسته ، و نشستن در حلقهء ذكر را با رفتن در پى شكار عوض نمىكرد - او با اين سخنان به يزيد اشاره داشت - پس به زودى در گمراهى خواهند افتاد . او مردم را بر ضدّ بنى اميه تحريك مىكرد و آنان را تشويق مىكرد كه با يزيد مخالفت ، و او را از حكومت خلع كنند . « 3 » 5 . سعيد بن مسيّب : يعقوبى گويد : سعيد بن مسيّب سالهاى يزيد بن معاويه را ناميمون مىشمرد : در سال اوّل ، حسين بن على ( ع ) و اهل بيت رسول خدا ( ص ) كشته شدند ؛ در سال دوم ، حرم پيامبر خدا مباح شمرده شد و حرمت مدينه پامال گرديد و در سال سوم ، خونها در حرم خدا ريخته شد و كعبه را سوزاندند . « 4 »
--> ( 1 ) . تذكرة الخواص ، ص 275 . ( 2 ) . البدء و التاريخ ، ج 6 ، ص 13 . ( 3 ) . البداية و النهاية ، ج 8 ، ص 213 . ( 4 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 253 .