مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
60
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
كياهراسى : باعونى گويد : چون از كياهراسى - كه يكى از پيشوايان بزرگ است - دربارهء لعن يزيد بن معاويه پرسيدند ، گفت : يزيد از صحابه نبود . او در زمان عمر بن خطاب به دنيا آمد و گناهانى بزرگ مرتكب گشت . گويد : اما از نظر گذشتگان ؛ احمد دربارهاش دو قول دارد : يكى كنايى و ديگرى صريح . مالك نيز دربارهاش دو قول دارد : صريح و كنايى . ولى من دربارهاش يك قول دارم آن هم صريح و بدون كنايه . چرا نداشته باشم ؟ و حال آنكه او نرد مىباخت ، با يوز پلنگ شكار مىكرد ، تارك نماز و دايم الخمر و قاتل اهل بيت پيامبر ( ص ) بود ؛ و در شعرش بر صريح كفر ، تصريح دارد . « 1 » تفتازانى : وى در شرح عقايد نسفيّه مىگويد : بر جواز لعن كسى كه حسين ( ع ) را كشت يا به آن فرمان ، يا اجازه و يا رضايت داد اتفاق كردهاند . گويد : حقّ اين است كه رضايت يزيد به قتل حسين ( ع ) و شادمانى او و توهين او به اهل بيت رسول خدا ( ص ) از اخبارى است كه به نحو تواتر معنوى به دست ما رسيده است ، هرچند كه جزئياتش به نحو خبر واحد مىباشد . گويد : ما دربارهء او و بلكه در كفر و ايمانش توقف نمىكنيم . خداوند او و اعوان و انصارش را لعنت كند . « 2 » سمهودى : شبراوى گويد : سمهودى در جواهر العقدين گفته است : همهء عالمان بر جواز لعن هركس بدون تعيين شخص معين كه حسين - عليه السلام - را كشت يا فرمان به كشتن او داد يا آن را جايز شمرد يا بدان رضايت داد ، اتّفاق نظر دارند . « 3 » بدخشانى : وى در نزل الابرار گويد : . . . اين محقّق است كه يزيد از كردهاش پشيمان نشد ، بلكه بر گناهش اصرار داشت و سركشى او استمرار پيدا كرد ؛ تا آنكه انتقام گيرندهء جبار ، انتقام خون حسين ( ع ) را از وى بگيرد و قصاصش نمايد و او را در پايينترين جاى آتش وارد كند . شگفت از جماعتى است كه در كار او توقف كرده و از لعن او خوددارى مىورزند . حال آنكه بسيارى از پيشوايان از جمله ابن جوزى - كه علم و جلالتش روشن است - آن را جايز شمردهاند . « 4 »
--> ( 1 ) . جواهر المطالب ، ج 2 ، ص 301 . ( 2 ) . شذرات الذهب ، ج 1 ، ص 68 ؛ نزل الابرار ، ص 162 . ( 3 ) . الاتّحاف بحبّ الاشراف ، ص 63 . ( 4 ) . نزل الابرار ، ص 160 .