مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
34
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
در فضيلت شاميان احاديث بسيارى جعل شد ، چنان كه - به گفته محمد الصغانى - « 1 » گويى خداوند از زمين به چيزى جز اينها نياز نداشت . لزوم پيروى از همه اميران و حرمت قيام بر ضدّ آنان را ميان مردم پراكندند و از آنان خواستند كه پشت سر هر پيشوايى - نيكوكار يا فاسق - نماز بگزارند ، فضيلت جنگ در دريا را تبليغ كردند . دوستى علىّ و خاندانش جرمى بزرگ و نابخشودنى گرديد و با صداى بلند بر سر منبرها او را دشنام مىدادند . « 2 » آرى معاويه توانست در سايهء مال فراوان ، تيزى شمشير كشيدهاش و كشتن بزرگوارانى از صحابه و تابعان بزرگ مانند عمرو بن حمق و حجر بن عدىّ و يارانش حكومت ظالمانهاش را گسترش دهد . چنان كه امام حسين ( ع ) نيز ضمن نامهاى به او با استدلال به همين موضوع فرمود : « مگر تو ، برادر كندى ، حجر بن عدى و ياران صالح و عابد او را نكشتى ؟ آنها كسانى بودند كه ستم را زشت ، و منكر وبدعت را بزرگ مىشمردند . حكم كتاب خدا را بر مىگزيدند و در راه خدا از سرزنش سرزنش كنندگان نمىهراسيدند . تو نخست سوگندهاى سختى خوردى و به آنها پيمانهاى محكم دادى ، ولى بعد آنان را از روى ستم و دشمنى كشتى ، بىآنكه به پيمان ميان خود و آنان توجّهى كنى و يا آنكه در سينهات نسبت به آنان شفقتى بيابى ! آيا تو عمرو بن حمق ، صحابى رسول خدا ( ص ) را نكشتى ؟ بندهء صالحى كه عبادت ، او را فرسوده ساخته و در نتيجه رنگش زرد و جسم او ضعيف گشته بود . اين در حالى بود كه پيش از آن ، او را امان بخشيده و آنقدر از عهد و پيمانهاى خداى عزّوجلّ به او داده بودى ، در حالى كه اگر با او پيمان مىبستى و آن را درك مىكردى ، عشق سوزان كوهها بر تو فرود مىآمد . سپس با جسارت نسبت به خداى عزّوجل و سبك شمردن آن عهد و پيمان ، او را كشتى ! مگر تو با حضرميين دوست نبودى ؟ همانهايى كه وقتى پسر سميّه دربارهء آنها بر تو نوشت كه آنها بر دين و ديد على ( ع ) هستند ، به او نوشتى : هر كس را كه بر دين على ( ع ) و بر نظر او باشد بكش ! او نيز آنان را كشت و به فرمان تو آنان را مثله كرد . « 3 »
--> ( 1 ) . دائرة المعارف ، ج 10 ، ص 394 . ( 2 ) . براى آشنايى بيشتر با اسناد و جزئيات مربوط به اين موضوع به جلد اول اين مجموعه ، زير عنوان الامام الحسين فى المدينه المنورة ، تأليف على الشاوى ، ص 116 128 مراجعه كنيد . ( 3 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 90 - 91 .