مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

87

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

فاطمهء صغرى پس از آنكه از كربلا وارد كوفه شد فرمود : خدا را سپاس مىگويم به شمارهء ريگها و شنها و او را مىستايم به عظمت و سنگينى عرش تا فرش . به او ايمان مىآورم و بر او توكل مىكنم . گواهى مىدهم كه معبودى جز خداى يگانه نيست ؛ و محمد بنده و فرستادهء اوست ؛ و فرزندانش را با لب تشنه در كنار فرات سر بريدند ! بى آنكه كسى را كشته باشند تا از آنها انتقام بگيرند . پروردگارا به تو پناه مىبرم از اينك سخنى را به دروغ به تو نسبت دهم و بر خلاف آنچه فرموده‌اى ، از گرفتن پيمان براى خليفهء خود على بن ابى طالب ( ع ) ، سخنى بر زبان آورم ! همان كسى كه حقّ او را غصب كردند و او را بىگناه كشتند . همان گونه كه ديروز ، مردمى به ظاهر مسلمان در خانه‌اى از خانه‌هاى خدا فرزندش را به قتل رساندند . مرگ بر اينان باد ؛ كه على را نه در دوران حيات و نه در هنگام وفات يارى كردند ؛ تا او را به جوار رحمت خويش فرا خواندى . در حالى كه سرشتى پسنديده طينتى پاك زيبنده اخلاق و مناقبى معروف و عقايدى مشهور داشت . خدايا ! تو او را از كودكى به اسلام هدايت كردى و در بزرگى به او خلق و خوى نيكو بخشيدى و فضايلش را ستودى . او با تو و رسول تو رفتارى خالصانه و صادقانه داشت تا او را هم به جوار رحمت خويش بردى . او به دنيا بى رغبت بود و حرص و آز نداشت . مايل به آخرت بود و در راه تو و براى خشنودى تو جهاد كرد . تو او را پسنديدى و او را برگزيدى و به راه مستقيم هدايت كردى .