مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

79

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

عيدى نداريم ! آنگاه با صداى بلند گريست . من گفتم : خدايت رحمت كند ، مرا آگاه كن ؟ گفت : دليل اين اجتماع ، آمدن دو لشكر است ؛ يكى پيروز و ديگرى شكست خورده و مغلوب ! گفتم : لشكر چه كسانى ؟ گفت : لشكر ابن زياد كه پيروز است ! و لشكر حسين بن على ( ع ) كه شكست خورده است ! سپس گفت : خدا كند كه سر حسين را نزد ما نياورند . هنوز سخن او به پايان نرسيده بود كه صداى بوق به گوشم رسيد و پرچمهاى افراشته سر رسيدند . چون به اطرافم نگاه كردم ديدم كه لشكر آمد و داخل كوفه شد . « 1 » اعلام حالت فوق العاده در كوفه عبيد اللّه بن زياد با شنيدن خبر بازگشت لشكر به فرماندهى عمر سعد ، فرمان داد كه هيچ كس در كوفه حق حمل سلاح ندارد . نيز از بيم شورش مردم با مشاهدهء حالت اسيران آل محمد ( ص ) ، فرمان داد كه ده هزار سوار راهها ، بازارها و كوچه‌ها و خيابانها را به اشغال خود در آورند . او فرمان داد كه سرها را در وسط كجاوه‌ها و در مقابل چشم زنان قرار دهند و در كوچه و خيابان بگردانند تا مردم بترسند و وحشت كنند . « 2 » همچنين عبيد اللّه بن زياد فرمان داد تا سر مقدس را بر نيزه كنند و در راهها و ميان قبايل كوفه بگردانند . صد هزار تن براى تماشا گرد آمدند : برخى تسليت مىگفتند و برخى ديگر تهنيت و شاد باش ! « 3 »

--> ( 1 ) . مدينة المعاجز ، ج 4 ، ص 121 . ( 2 ) . ر . ك . معالى السبطين ، ج 2 ، ص 57 و روضة الشهداء ، ص 288 . ( 3 ) . ر . ك . كامل البهائى ، ص 29 . بر پژوهشگران آگاه پوشيده نيست كه جمعيت كوفه در آن هنگام ( سال 61 ه . ق ) بيش از سيصد هزار نفر بود . زيرا كسانى كه براى امام حسين ( ع ) نامه نوشتند از وجود صد هزار رزمنده خبر دادند . اگر به طور ميانگين هر نفرشان به يك خانوادهء سه نفرى منسوب باشد ، جمعيت كوفه حدود سيصد هزار مىشود . مؤيد نظر ما سخنى است كه عمر بن خطاب در سال 22 ه دربارهء كوفه گفت : چه چيزى از صد هزار نيرو بزرگ‌تر است كه نه از اميرى راضىاند و نه اميرى از آنها راضى است ؟ كوفه صد هزار جنگجو در خود دارد . ( ر . ك . الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 32 ) . اين رقم مربوط به سال 22 هجرى است . بنابراين بدون شك در 38 سال بعد ، شمار جمعيت شهر به سه برابر رسيده است .