مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
59
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
« بقية الله » و يكى از حلقههاى سلسلهء مبارك امامت است . خداوند خواست كه در آن دوران بيمار باشد تا جهاد در ركاب پدر از او ساقط گردد و بدين وسيله ، سلسلهء امامت تا قيامت حفظ شود . « 1 » ميان اينكه بيمارى امام ( ع ) علت بيرونى داشته و يا هدف از بيمارى ايشان حفظ سلسلهء امامت بوده است ، منافاتى وجود ندارد ؛ چرا كه امور با اسباب و لوازمشان به انجام مىرسند . در اينجا مىخواهيم اين نكته را يادآور شويم كه هر چند بيمارى عامل منصرف شدن دشمن از قتل ايشان بود ولى اين تنها عامل نبود . بلكه آنچه ايشان را از قتل رهانيد ، فداكارى حضرت زينب بود كه خود را بر روى آن حضرت انداخت و خطاب به شمر گفت : « همين اندازه كه از ما خون ريختهاى تو را بس است ، به خدا سوگند كه از او جدا نمىشوم . اگر قصد كشتن او را دارى مرا نيز با او بكش ! » . « 2 » زينب ( س ) در كوفه نيز همين عمل فداكارانه را تكراركرد و خود را روى برادرزادهاش انداخت و گفت : « بايد اوّل مرا بكشيد سپس او را . . . » « 3 » نيز شايسته است كه يادآور شويم ، نه تنها نقش مثبتى كه حميد بن مسلم براى خود در جلوگيرى از كشته شدن امام زين العابدين به دست شمر ترسيم كرده است ، بسيار جاى شك و ترديد است ، بلكه درهمهء نقشهاى مثبتى كه او - طبق نقل طبرى و ديگران كه مطالبشان را بدون ارزيابى از او گرفتهاند - براى خود ترسيم كرده است شك و ترديد فراوان است . زيرا همين حميد بن مسلم در روز عاشورا در لشكر عمر سعد حضور داشت و از مجموعهء رواياتش چنين برمىآيد كه او در نزد فرماندهان لشكر شناخته شده بوده است . براى اثبات اين ادعا همين بس كه او به همراه خولى بن يزيد اصبحى ، به فرمان عمر سعد ، سر
--> ( 1 ) . خوارزمى گويد : « علىبنالحسين ، زينالعابدين ، كه از برادر شهيدش كوچكتر بود و نسل آل محمّد ( ص ) با وى ادامه يافت ، در حال بيمارى بيرون رفت ، او توان حمل شمشير را نداشت . امّكلثوم پشت سر وى ندا مىداد : پسرم برگردد . گفت : عمه جان ! بگذار در حضور فرزند رسول خدا ( ص ) بجنگم . حسين ( ع ) به امّكلثوم فرمود : او را بگير و بازگردان . زمين نبايد از خاندان محمد ( ص ) تهى بماند ! » ( مقتل الحسين ( ع ) ، ج 2 ، ص 36 ) . ( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 116 . ( 3 ) . ر . ك . الارشاد ، ج 2 ، ص 116 ؛ اللهوف ، ص 202 ؛ مثير الاحزان ، ص 91 .