مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
38
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
يزيد نيز با قتل امام حسين ( ع ) بر كفر و تشفّى خاطر خويش تصريح كرد ؛ آنجا كه به اشعار ابن زبعرى تمثّل جست و گفت : اىكاش پدرانم كه در بدر كشته شدند نالهء كشتگان از دمشمشير خزرج را مىشنيدند ، آنان شادى مىكردند و ديگران را در شاديشان شركت مىدادند و سپس مىگفتند : اى يزيد ! دست مريزاد ! ما سروران و بزرگانشان را كشتيم و اين با كشتگان بدر برابر شد . هاشم پادشاهى را به بازيچه گرفت و گرنه ، نه خبرى رسيد و نه وحيى فرود آمد . من از خندف نيستم اگر از فرزندان احمد انتقام نگيرم . « 1 » در جاى ديگر مىگويد : هنگامى كه آن شتران هودج بسته آشكار شدند و آن سرها بر تپّههاى جيرون مشرف گرديد ، كلاغ آواز داد و من گفتم : بگو يا مگو ، من دَيْن خويش را از پيامبر گرفتم . « 2 » اين موارد و امثال آن بسيار فراوان است و كاشف از ميزان كينهء اين شجرهء ملعونه نسبت به اهل بيت و شاديشان در قتل آن بزرگواران مىباشد . امّا دليل استثناى دمشق ، دوستى آنان نسبت به بنىاميّه بود . زيرا براى ساكنان اين شهر همين ننگ و زشتى بس كه باقيماندهء كاروان حسينى را كنار باب السّاعات متوقّف كردند و با دف و دايره ، مسرور و شادمان از قتل فرزند دختر رسول خدا و اهل بيت ( ع ) و اصحابش ، به سوى آنان آمدند . امّا بصره ، در آن روزگار اغلب مردمش تفكّرات و گرايشهاى عثمانى داشتند ، بنابراين جاى شگفتى نيست اگر كه از ديگر نقاط دنيا كه براى حسين ( ع ) گريستند استثنا شود . « 3 »
--> ( 1 ) . مقتل الحسين ( ع ) ، مقرّم ص 357 ؛ و نيز ر . ك . اللهوف ، ص 214 . ( 2 ) . همان ، ص 348 . ( 3 ) . از جمله سخنان اميرمؤمنان ( ع ) خطاب به اهل بصره در آن روز چنين است : « اى اهل بصره چه گمان داريد و حال آنكه بيعتم را شكستيد و دشمنم را بر ضدّ من پشتيبانى كرديد ؟ » آنگاه مردى برخاست و گفت گمان خير داريم و مىبينيم كه پيروز شدهاى و قدرت يافتهاى . اگر كيفر دهى سزاوار آنيم و اگر ببخشى بخشش در نزد خداوند محبوبتر است . حضرت فرمود : شما را بخشيدم و از فتنه پرهيز مىدهم . چرا كه شما نخستين رعيتى بوديد كه بيعت شكستيد و ميان اين امّت تفرقه افكنديد . » ( الارشاد ، ج 1 ، ص 257 ) . عايشه ، طلحه ، زبير و پسرش عبداللّه و به دنبال آنها گروهى ديگر از منافقانى كه از بيعت اميرمؤمنان سرپيچى كردند ، مانند عبداللّه عمر ، سعد بن ابى وقاص و محمّد بن سلمه ، موفق شدند اهل بصره را بفريبند و با ادّعاى مظلوميت عثمان ، رأى همهء آنان را به نفع خويش كسب كنند . اهل بصره در آن روزگار با على ( ع ) جنگيدند و حضرت در جنگ جمل شمار زيادى از آنان را به قتل رساند و اين امر موجب شد كه بيشتر ساكنانش به عثمان گرايش پيدا كنند .