مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
15
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
نكتهء مهم مورد اهتمام بنىاميه اين بود كه مىخواستند امام حسين ( ع ) را مردى خارجى معرّفى كنند كه در عراق بر ضدّ يزيد شورش كرده است و مىخواهد مردم را به نافرمانى وادارد و امّت اسلامى را پراكنده سازد . . . امويّان مىكوشيدند تا پس از واقعهء كربلا اين انديشه را در ذهن عناصر ناتوان رسوخ دهند . يزيد و عبيداللّه بن زياد به عمد اصرار داشتند كه امام را دروغگو معرفى كنند . . . عبيداللّه بن زياد در قصر خويش اسيران بنىهاشم را مورد خطاب قرار داده و مىگويد كه خداوند يزيد را پيروز كرد و دروغگو را كشت . در اين هنگام حضرت زينب ( س ) برمىخيزد و در پاسخ ياوههاى او مىگويد : سپاس خدايى را كه ما را به وسيلهء پيامبرش ( ص ) گرامى داشت و از پليدى پاك كرده پاك كردنى . همانا فاسق رسوا مىشود و فاجر تكذيب مىگردد ؛ و او كسى غير از ماست و سپاس از آن خداست . « 1 » اين سخن ما را به دو تفكّر رهنمون مىگردد : تفكّر اموى مبنى بر اينكه حسين ( ع ) در ادعاى خويش دروغگوست و تفكّر زينبى مبنى بر اينكه امام ( ع ) عضو خاندانى است كه خداوند آنها را پاك و پاكيزه ساخته است . حضرت زينب ( س ) پس از واقعهء كربلا با تمام وجود درمقابل ستمگران بنىاميّه مىايستد تا نقاب از آن چهرههاى مسخ شده برگيرد و به مردم ثابت كند كه حسين ( ع ) پسر دختر رسول اسلام است و آن طور كه آنها مىپندارند شورشى نيست . شايان ذكر استكه مزدوران بنىاميّه هنگام بردن سرهاى شهداى كربلا همراه اسيران به شام پيوسته به مردم مىگفتند كه همهء اينان عليه يزيد شورش كردهاند و از خوارج هستند . آنان قصدشان از اين كار واژگون كردن حقايق براى مردم بود . در عمل نيز چنين نتيجهاى را محقّق ساختند ، امّا زمان آن بسيار كوتاه بود . ادامهء رسالت تبليغى در دمشق دمشق براى بنىاميّه يك مركز اساسى به شمار مىرفت ؛ زيرا يزيد آن را پايتخت خويش قرار داده بود . او دستور داد مردم را جمع كنند و اسيران حسين ( ع ) را با وضعيّتى فجيع
--> ( 1 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 115 ؛ تذكرة الخواص ، ص 232 ؛ الحروف ، ص 231 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 471 .