مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
99
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بنابراين دنيا با همهء جزئياتش از تلخ و شيرين ، در پايان خوابى بيش نيست ، چنان كه كه گويى نبوده است . خردمند با سعادت كسى است كه از اين دنيا توشه برگيرد ، همان گونه كه گذر كننده از گذرگاه براى محل استقرار خويش توشه برمىگيرد . نيز خوشبخت كسى است كه قلبش به اين دنياى فانى وابسته نباشد و به دامش نيفتد . در دنيا سبكبار باشد تا جدا شدن از آن برايش سهل ، آسان و گوارا باشد . از امام صادق ( ع ) نقل است : « هر كس بسيار با دنيا درآميزد هنگام جدايى از دنيا فراوان حسرت خورد . » « 1 » حال كه حقيقت دنيا چنين است و هيچ گريزى از جدايى آن نيست ، بايد پايان و نهايت كار انسان بهترين و شريفترين پايانها باشد . برترين مرگها كشته شدن در راه خداست ، بنابراين بهترين فرجام ، كشته شدن در راه خداست . از اين نيكى برتر وجود ندارد ؛ و همه بايد در اين راه از يكديگر پيشى گيرند ؛ و از اين رو همهء عمل كنندگان بايد عمل كنند . گمان قوى بر اين است ، آن معنايى كه امام ( ع ) مىخواست كه با فرستادن اين نامه از كربلا به محمد حنفيه و ديگر بنى هاشم بفهماند ، درست همان معنايى است كه در نامهء كوتاه نخست آن حضرت از مكه به مدينه براى آنان آمده است : بسم اللَّه الرحمن الرحيم . از حسين بن على به محمد بن على هر كس با من همراه شود شهيد مىشود و آن كس كه با من همراه نگردد به پيروزى نخواهد رسيد . والسلام . « 2 » خطبه امام ( ع ) در ميان اصحاب ابن عساكر مىنويسد : چون لشكر عمر سعد نزد امام حسين ( ع ) فرود آمد و حضرت يقين كرد كه آنان با وى خواهند جنگيد از اين رو ميان اصحاب به خطبه ايستاد و پس از حمد و ثناى الهى فرمود : براى ما چيزى پيش آمد كه مىبينيد . بى گمان دنيا دگرگون و زشت شده است . نيكى آن پشت كرده و آنقدر استمرار يافته كه از آن چيزى جز اندكى چون ته مانده ظرفى و مقدارى ناچيز همانند چراگاهى كم مايه نمانده است ! آيا نمىبينيد
--> ( 1 ) - سفينة البحار ، ماده « دنى » . ( 2 ) - كامل الزيارات ، ص 76 ، باب 23 ، شماره 15 .