مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

94

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بجير منقرى فرمان داد كه همراه با يك سپاه در كوفه بگردد . وى به مردى از همدان برخورد كه در پى ميراث خود به كوفه آمده بود . « 1 » او را دستگير كرد و نزد ابن زياد برد كه وى را كشت . به اين ترتيب در كوفه هيچ جوان بالغى نماند ، مگر اينكه در نخيله به سپاه پيوست . سپس ابن زياد مردم را در گروه‌هاى بيست تا صد نفره ، از صبح تا شام از نخيله به كمك ابن سعد مىفرستاد . عمر سعد از اين كه حسين به دست او كشته شود اكراه داشت ! و نزد او چيزى بهتر از برقرارى صلح نبود ! ابن زياد بر كوفه نگهبان گذاشت تا هيچ كس از سپاه بيرون نرود ، زيرا بيم داشت كه به حسين بپيوندند و يارىاش دهند او پيرامون شهر پاسگاه‌ها قرار داد و زحر بن قيس « 2 » را فرمانده نگهبانان كوفه ساخت همچنين ميان خود

--> ( 1 ) - در الاخبار الطوال ، ص 255 آمده است : « در حالى كه در محله‌هاى كوفه گشت مىزد به مردى شامىبرخورد كه در طلب ميراثش به كوفه آمده بود . آنگاه او را نزد ابن زياد فرستاد ؛ و او دستور داد مرد را گردن زدند ! » ( 2 ) - نام وى در ديگر منابع تاريخى زجربن قيس جعفى آمده است .