مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

82

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

امام ( ع ) از آن به خانواده ياد مىكند . بنابراين نيروهاى طرفين با هم برابرى نداشت تا ميان آنها به فاصله‌اى دو ميلى يا بيش‌تر نياز باشد . سپاه اموى اردوگاه حسين را در محاصره گرفت ، به طورى كه وقتى عمر سعد تير آغاز جنگ را پرتاب كرد و تيراندازان لشكرش آغاز به تيراندازى كردند ، هيچ كس در اردوگاه امام ( ع ) نبود ، مگر اينكه تيرى به او اصابت كرده حتى چادر برخى زنان پاره شد . چنانچه فاصله زياد مىبود ، به زنان اهل بيت تير اصابت نمىكرد . مؤيد سخن ما اينكه وقتى امام حسين ( ع ) در ميان سپاه اموى سخنرانى كرد ، زنان با شنيدن صداى وى به گريه افتادند ، در حالى كه اگر فاصله زياد مىبود ، صداى حضرت به آنان نمىرسيد . البته دلايل بسيار ديگرى نيز وجود دارد كه اردوگاه حسين در جاى كنونى بوده است . « 1 » روز سوم محرم شيخ مفيد گويد : چون روز بعد فرا رسيد ، عمر بن سعد بن ابى وقاص « 2 » همراه چهار هزار سوار به سوى آنان تاخت و در نينوا فرود آمد . « 3 » طبرى گويد : او ( عمر بن سعد ) همراه چهار هزار تن پيش رفت و روز پس از فرود آمدن حسين ( ع ) در نينوا ، نزديك آن حضرت فرود آمد ؛ « 4 » در اينجا حرّ بن يزيد رياحى همراه هزار سوار به او پيوست و سپاه عمر سعد به پنج هزار سوار رسيد . دوستى دنيا سرآمد همهء گناهان ! طبرى گويد : سبب بيرون رفتن عمر سعد به سوى حسين ( ع ) اين بود كه عبيداللَّه زياد وى را همراه چهار هزار تن كوفيان رهسپار دستبى « 5 » ساخته بود ؛ كه ديلم‌ها حمله برده ،

--> ( 1 ) - حياة الامام الحسين بن على ( ع ) ، ج 3 ، ص 93 - 94 . ( 2 ) - زندگى نامهء عمر سعد در جلد دوم اين پژوهش ( امام حسين در مكه مكرمه ) گذشت . ( 3 ) - الارشاد ، ص 253 . ( 4 ) - تاريخ الطبرى ، ج 4 ، ص 310 و 309 . ( 5 ) - دستبى : « ناحيهء وسيعى بود كه ميان رى و همدان تقسيم شده بود . بخشى از آن دستبى رازى نام داشت و از حدود نود روستا تشكيل مىشد . بخشى ديگر دستبى همدان بود و شامل چند روستا بود . گاه به قزوين نيز اضافه شده است . چون كه به حومهء آنجا متصل بود . دستبى پيوسته به صورت دو بخش باقى بود ، بخشى از آن به رى و بخشى ديگر به همدان تعلق داشت . تا آنكه يكى از ساكنان قزوين ، از بنى تميم ، به نام حنظلة بن خالد ، ملقب به أبا مالك ، دست به كار آنجا شد و آن را به طور كامل حومهء قزوين قرار داد . . . » ( معجم البلدان ، ج 2 ، ص 454 ) .