مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

69

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

فرمود : « اين فرزندم - و اشاره به حسين ( ع ) كرد - در سرزمينى كه به آن كربلا گفته مىشود به قتل مىرسد . هر كس شاهد آن روز باشد ، بايد يارىاش دهد » . به همين جهت هنگامى كه حسين ( ع ) رهسپار كربلا شد ، او نيز با حضرت همراه گرديد و در ركاب آن حضرت به شهادت رسيد . « 1 » شايد رمز تغيير موضع زهيربن قين رضوان اللَّه تعالى عليه خبرى بود كه از سلمان فارسى دربارهء مژدهء وى به يارى حسين ( ع ) به ياد داشت . زهير مىگويد : مىخواهم برايتان حديثى نقل كنم . ما در دريا به جنگ رفتيم و خداوند پيروزى را نصيب ما كرد و غنايمى به دست آورديم . آنگاه سلمان فارسى رحمه اللَّه گفت : آيا از پيروزىاى كه خداوند نصيبتان كرده و غنايمى كه به دست آورده‌ايد خوشحاليد ؟ گفتيم : آرى . گفت : آنگاه كه سرور جوانان آل محمد ( ص ) را درك كرديد ، از جنگيدن در ركاب آنان ، از اين غنايمى كه به دست آورده‌ايد خوشحال‌تر باشيد . « 2 » عريان بن هيثم گويد : پدرم به بيابان مىرفت و نزديك جايى كه جنگ حسين در آن روى داد منزل مىكرد . هرگاه كه ما به بيابان مىرفتيم ، يكى از بنى اسد را نيز در آنجا مىديديم . پدرم به او گفت : مىبينم كه پيوسته در اين مكان به سر مىبرى ! گفت : شنيده‌ام كه حسين در اينجا كشته مىشود . من نيز مىآيم شايد به او برسم و همراهش شهيد گردم ! ابن هيثم گويد : هنگامى كه حسين به شهادت رسيد . پدرم گفت : برويم ببينيم آيا آن مرد اسدى همراه حسين كشته شد يا نه ؟ به ميدان نبرد آمديم و گشتيم و ديديم كه آن مرد اسدى نيز در شمار كشتگان است . « 3 »

--> ( 1 ) - ر . ك : تاريخ ابن عساكر ترجمة الامام الحسين ، ص 239 ، ح 283 . ( 2 ) - الارشاد ، ص 246 . ( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، ص 213 ، ح 269 ؛ و ر . ك : جلد اول اين پژوهش ( امام حسين ( ع ) در مدينهء منوره ) .