مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

39

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

منكر بىمعنا مىشد . حتى اسلام از ميان مىرفت و اين سخن درخشان كه مىگويد : « وجود اسلام محمدى و بقاى آن حسينى است » ، به طور كامل درست است . از آنجا كه واجب است هنگام سجده پيشانى روى خاك گذاشته شود تا چه بهتر كه اين خاك تربتى مقدس ، همانند تربت امام حسين ( ع ) باشد . اينكه در بارهء سجده بر تربت پاك حسين به شيعه افترا مىبندند و مىگويند سجده بر تربت حسين ( ع ) نوعى بت‌پرستى است كه اسلام با آن مبارزه كرده ، مردود است ؛ زيرا ميان سجده براى چيزى و سجده بر چيزى فرق است ، و شيعه براى خداوند بر تربت حسين سجده مىكند ؛ نه براى تربت حسين ( ع ) . شايان ذكر است كه تقديس تربت حسين ( ع ) تنها به شفا خواستن از آن محدود نمىگردد ، بلكه شامل سجده براى خدا بر روى آن نيز مىگردد - به اين دليل كه زمينى است پاك و پاكيزه - و چون در هنگام سجده بايد پيشانى بر روى خاك گذاشته شود ، چه بهتر كه بر روى پاكيزه‌ترين خاكها باشد . كربلا در تاريخ برخى پيامبران 1 - سعد بن عبداللَّه قمى در ضمن پرسشهايى از امام قائم ( ع ) سؤال كرد : اى فرزند رسول خدا مرا از تأويل « كهيعص » خبر دهيد . حضرت فرمود : « اين حروف از اخبار غيبى است كه خداوند پيامبرش زكريا را از آنها آگاه ساخت و سپس آن را براى محمد ( ص ) نقل كرد . پس از آنكه زكريا از خداوند خواست كه نامهاى پنجگانه را به او بياموزد ، جبرئيل فرود آمد و آنها را به وى آموخت . پس از آن ، هرگاه زكريا نام محمد ، على ، فاطمه و حسن را مىبرد ، از نگرانى بيرون مىآمد و اندوهش زدوده مىشد ؛ و چون نام حسين را مىبرد ، گريه گلوگيرش مىگرديد و نفسش تنگ مىشد . روزى عرض كرد : پروردگارا چرا هرگاه نام چهار تن از آنان را مىبرم خاطرم تسلى مىيابد و چون نام حسين را مىبرم اشكم جارى مىشود و آه از نهادم بر مىآيد ؟ آنگاه خداى متعال او را از واقعهء كربلا آگاه كرد و فرمود : كهيعص ، « كاف » اشاره به كربلا ، « هاء » هلاك عترت پاك ، « يا » يزيد ستم كننده بر حسين ( ع ) ، « عين » عطش حسين و « صاد » صبر او است . . . . « 1 »

--> ( 1 ) - كمال الدين و تمام النعمه ، ج 2 ، ص 461 ، شماره 21 ؛ ر . ك : دلائل الامامه ، ص 513 ، شماره 492 - 496 .