مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
35
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
او مقرر كرده است ، مقرر داريد ؛ و ام موسى مادر مهدى است . . . « 1 » شايد نخستين بار در متون دينى ، نام « حائر » در روايتهاى منقول از امام صادق آمده باشد كه حضرت در آنها برخى راههاى زيارت سيدالشهدا را به اصحابش تعليم داد . مانند روايتى كه يوسف بن كنانى از ابى عبداللَّه ( ع ) نقل مىكند : فرمود : چون به قبر حسين ( ع ) رسيدى به فرات برو و در برابر قبرش غسل كن و به سمت او باش و بايد كه آرام و با وقار باشى تا آنگاه كه از سوى شرقى به حائر در آيى و هنگام ورود بگو . . . » « 2 » نيز در روايتى از حسن بن عطيه به نقل از ابى عبداللَّه ( ع ) آمده است : « فرمود : چون به حائر وارد شدى بگو . . . » « 3 » ؛ و ديگر روايتهايى كه از امام صادق ( ع ) نقل شده است . « 4 » مقصود از حاير در آن دوران ، محوطهء واقع در درون ديوار بارگاه حسين بود . « 5 » اين اعتقاد را هم لغت و هم قراين و روايات تأييد مىكند ، زيرا حائر در لغت به معناى فضاى پيرامون خانه و يا چيزى كه از هر سوى بدان احاطه دارد مىباشد ؛ چنان كه مىگويند : « اين خانه حائرى وسيع دارد . . . » « 6 »
--> ( 1 ) - تاريخ الطبرى ، ج 6 ، ص 536 - 537 ؛ « مىبينم كه رشيد هر چند از آنان درگذشت و در ظاهر آنچه را كهمادر مهدى پيشتر مقرر كرده بود ، مورد تأييد قرار داد ؛ ولى در همان لحظه تصميم به كارى وحشتناكتر و بزرگتر گرفت - چنان كه حوادث آينده آن را اثبات كرد - خشم شديد نسبت به خاندان پيامبر ( ص ) وى را بر آن داشت كه كربلا را از بنياد ويران سازد . در نتيجه در همان سال ( 193 ) پيش از آخرين سال عمر خويش ، با عزم جزم فرمان داد كه حاير و گنبد و بارگاه و سراهاى مجاور را از پايه ويران كنند و درخت سدره را از ريشه بر كنند و براى آن كه همهء آثار قبر شريف پاك شود زمين را شخم بزنند . اين مطلب را شمار بسيارى از مورخان نقل كردهاند . شيخ ابوجعفر محمد بن حسن طوسى در كتاب « امالى » به سندش از يحيى بن مغيره رازى نقل مىكند : نزد جرير بن عبدالمجيد بودم كه مردى از عراق سررسيد . جرير از اخبار مردم پرسيد و او گفت : رشيد را در حالى ترك گفتم كه قبر حسين را ويران كرده بود ؛ و فرمان داد سدره را ببرند و چون بريده شد جرير دست بلند كرد و گفت : اللَّه اكبر ! در حديثى از رسول خدا ( ص ) به ما رسيده كه سه بار فرمود : « خداوند لعنت كند قطع كننده سدره را ، » و ما تا به امروز معنايش را نمىدانستيم ؛ زيرا مقصود از قطع سدره تغيير قتلگاه حسين است ، به طورى كه مردم جاى قبر وى را نشناسند » ( ر . ك : تاريخ كربلاء ، ص 34 . ) ( 2 ) - كامل الزيارات ، ص 221 ، حديث شماره 3 . ( 3 ) - همان ، ص 213 ، باب 79 ، شماره 1 . ( 4 ) - همان ، ص 217 ، باب 79 ، شماره 2 . ( 5 ) - ر . ك : مجمع البحرين ، ج 5 ، ص 280 . ( 6 ) - لسان العرب ، ج 4 ، ص 223 .