مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

89

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

معقل براى شناسايى مسلم بن عوسجه ، نيازمند تلاش زياد نبود ؛ چرا كه وى از بزرگان و مشاهير كوفه بود . معقل دربارهء چگونگى شناخت مسلم خطاب به وى گفت : « از كسانى شنيدم كه گفتند : اين مرد نسبت به اهل‌بيت آگاه است ؛ و نزد تو آمدم تا اين مال را بگيرى و مرا به سوى دوست خود راهنمايى كنى و اگر مىخواهى ، پيش از رسيدن نزد او از من بيعت بگير » . « 1 » ابن عوسجه ناخشنودى خويش را از اين كه معقل توانسته بود با اين سرعت او را شناسايى كند ابراز داشت و گفت : « از بيم قدرت اين ستمگر دوست نداشتم كه پيش از بالا گرفتن كار مسلم مرا شناسايى كنى . . . » « 2 » وانگهى مسلم بن عوسجه پيش از كسب اجازه براى معقل ، چند روزى او را معطل كرد ؛ و در اين مدت در منزلش با او ديدار مىكرد : « چند روزى به خانه‌ام بيا و من از دوست تو برايت اجازه ورود مىگيرم . . . » « 3 » نيز پيش از آن‌كه از مسلم اجازه بگيرد معقل را نزد وى نبرد . بدون شك كسب اجازه پس از شرح حال ظاهرى مسلم انجام گرديد . از نشانه‌هاى مهارت ابن زياد و معقل در كار جاسوسى اين است كه ابن زياد به او سفارش كرد خودش را اهل شام و از ساكنان حمص معرفى كند . « 4 » مقصودش اين بود كه مسلم بن عوسجه نتواند دربارهء حقيقت حال او در قبايل كوفه پرس و جو كند . نيز به نظر مىرسد كه در آن روزگار ، مردم حمص به دوستى اهل‌بيت مشهور بودند ، يا آن كه معروف بود كه كسانى از دوستان اهل‌بيت در ميان آنها هستند . معقل به اين سبب بايد چنين ادعايى مىكرد كه بتواند به كسى كه مىخواست از طريق او

--> ( 1 ) - ابصار العين ، ص 108 - 109 ؛ ر . ك . الارشاد ، ص 189 ؛ تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 282 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - ر . ك . الارشاد ، ص 189 . ( 4 ) - ابن نما گويد : عبيداللّه زياد كه از محل اختفاى مسلم بى خبر بود ، غلامش ، معقل را فرا خواند و به او چهار هزار درهم داد . . . و به او فرمان داد كه با متولى كار بيعت به خوبى ارتباط برقرار كند و گفت : به او بگو كه تو از اهل حمص هستى و براى اين كار آمده‌اى . او نيز پيوسته در كارش ظرافت به خرج مىداد تا آن كه به مسلم بن عوسجهء اسدى رسيد . . . » ( مثيرالاحزان ، ص 32 ) .