مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
63
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
شخصيت نعمان بن بشير با افزايش شمار بيعت كنندگان با مسلم و گرد آمدن مردم در پيرامون وى ، قضيه ميان مردم كوفه پيچيده و داستان مسلم و قضيه انتظار مردم براى آمدن امام ( ع ) ، بحث روز مساجد ، خانهها و كوچه و بازار گرديد . چون كار بالا گرفت و پردهها كنار رفت ، نعمان بن بشير بن سعد خزرجى « 1 » ، والى وقت كوفه ، از تحولات جديد با خبر شد و خطرى ناگهانى را احساس كرد . آنگاه منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى گفت : اما بعد ، اى مردم تقواى الهى پيشه كنيد و به سوى فتنه و جدايى مشتابيد ؛ زيرا كه در آنها مردان هلاك مىشوند ، خونها ريخته مىشود و اموال غصب مىگردد . وى كه بردبار و پارسا و عافيت طلب بود در ادامه گفت : من با كسى كه با من سر جنگ ندارد نمىجنگم ؛ به كسى كه بر من يورش نياورد يورش نمىبرم ، من شما را ناسزا نمىگويم ، سر به سر شما نمىگذارم و كسى را به سبب امور بىاهمّيّت و گمان و تهمت مؤاخذه نمىكنم . ليكن اگر شما از من روى برگردانيد و بيعتتان را بشكنيد و با امام خويش به مخالفت برخيزيد به خداى يگانه سوگند ، مادامى كه قبضه شمشير در دستم باشد شما را با آن مىزنم هرچند كسى از شما مرا يارى نكند . اميدوارم حقشناسان ، ميان شما از آنهايى كه باطل آنها را از بين مىبرد ، بيشتر باشند . » « 2 » چون خطبهاش به پايان رسيد ، يكى از همپيمانان و مزدوران بنى اميه به نام عبداللّه بن مسلم بن سعيد حضرمى اعتراض كرد و گفت : « چيزى را كه در پيش روى دارى جز ستم اصلاح نمىكند ! اين تصميمى كه تو دربارهء دشمنانت گرفتهاى ، رأى افراد ناتوان است ! نعمان گفت : اگر من در اطاعت خداوند باشم و از افراد ناتوان به شمار آيم بهتر است از آن كه عزتمند باشم ولى در معصيت خداوند به سر ببرم . آنگاه فرود آمد . » « 3 »
--> ( 1 ) - زندگينامهء كوتاه وى در جلد دوم اين پژوهش آمده است ( ص 118 ) . ( 2 ) - تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 279 ؛ الكامل فى التاريخ ، ج 3 ، ص 386 ، الاخبار الطوال ، ص 231 ؛ الارشاد ، ص 186 . ( 3 ) - همان .