مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
48
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
مكّه به سوى كوفه ، تلاشى جدّى به خرج نداد ، زيرا شمار بسيارى از شيعيان در دستگاه او بودند » اين ادعايى بس شگفت است ! و - تا آنجا كه ما جستوجو كردهايم - به هيچ منبع تاريخى معتبرى كه آن را تأييد كرده باشد و يا بتوان چنين چيزى را از آن استنتاج كرد ، دست نيافتهايم . روشن نيست كه نويسنده اين مطلب را از كجا آورده است ؟ بلكه دلايلى تاريخى وجود دارد كه برعكس اين معنا دلالت دارد . مانند سخن امام سجاد ، على بن الحسين ( ع ) كه فرمود : « در مكّه و در مدينه بيست مرد كه ما را دوست بدارند نبود » « 1 » ابو جعفر اسكافى نيز در اينباره مىگويد : « امّا اهل مكّه ، جملگى با على ( ع ) دشمنى مىورزيدند ، همهء قريش با او مخالف بودند و عموم مردم همراه بنىاميه و بر ضدّ او بودند ! » « 2 » شايد منشأ اين اشتباه به خلط ميان اهل مكّه و عمرهگزاران و حاجيانى باز گردد كه از بيرون به مكّه آمده بودند و از امام ( ع ) استقبال مىكردند و به خدمت ايشان مىرسيدند و به سخنان حضرت گوش فرا مىدادند . ولى از اين هم بر نمىآيد كه شمار زيادى از شيعيان امام ( ع ) در داخل دستگاه اموى در مكّه خدمت مىكردند . ب ) او مىگويد : « بنىهاشم بعدها يزيد را متهم كردند كه جاسوسان را فرستاد تا با دسيسه ، امام را از مكّه خارج كنند » خطاى در اين گفتار در عدم فرق نهادن ميان اينكه يزيد مردانى را مأمور كرد كه امام را وادار به خروج كنند و يا اين كه او را غافلگيرانه بكشند يا او را در مكّه دستگير كنند و امام ( ع ) ناچار به خروج گشت ، نهفته است . تاريخ تأكيد مىكند كه يزيد قصد ربودن و يا ترور امام ( ع ) را داشت ؛ و آن حضرت ناچار به خروج گشت ، « 3 » نه آن طور كه عبدالمنعم ماجد پنداشته است . بنىهاشم نيز در نكوهش يزيد به خاطر رفتار با امام ( ع ) ، تأكيد كردند كه او
--> ( 1 ) - الغارات ، ج 2 ، ص 573 ؛ شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 104 . ( 2 ) - شرح نهجالبلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 104 . ( 3 ) - ر . ك : براى مثال ، اللهوف ، ص 27 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 248 - 249 ؛ تذكرة الخواص ، ص 248 ؛ الخصائص الحسينيّه ، ص 32 / چاپ تبريز ؛ مقتل الحسين ، مقرّم ، ص 165 ؛ المنتخب ، طريحى ، ص 243 ؛ الارشاد ، ص 201 .