مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

38

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

عمرو بن سعيد گفت : آنچه مىخواهى بنويس و نزد من بياور تا مهرش كنم . آنگاه عبداللّه بن جعفر نامه را نوشت نزد عمرو بن سعيد آورد و گفت : مهرش كن و به دست برادرت يحيى بن سعيد بسپار . زيرا كه او براى اطمينان بخشيدن به حسين ( ع ) شايسته‌تر است و حسين ( ع ) آن را حمل بر جدّيّت تو خواهد كرد . و او چنين كرد ! » طبرى در ادامهء روايتش مىنويسد : « . . . يحيى و عبداللّه به او رسيدند و پس از آن كه يحيى نامه را خواند ، بازگشتند و گفتند : نامه را خوانديم و بسيار كوشيديم . از جمله عذرهايى كه براى ما آوردند اين بود كه گفت : من رسول خدا ( ص ) را به خواب ديدم و در آن به كارى فرمان يافتم كه در پى انجام آن هستم . چه به سودم باشد و چه به زيانم ! گفتيم : آن چه خوابى است ؟ گفت : آن را به هيچ كس نگفته‌ام و نخواهم گفت تا آنكه پروردگارم را ديدار كنم ! نامه عمرو بن سعيد به حسين بن على ( ع ) چنين بود : از عمرو بن سعيد به حسين بن على ( ع ) : اما بعد ، من از خداوند مىخواهم ، كه تو را از اين انديشه هلاكت‌آميزت باز دارد و به راه راست هدايت كند ! شنيدم كه آهنگ رفتن به عراق دارى . تو را از مخالفت و دشمنى در پناه خداوند قرار مىدهم ، زيرا بيم آن دارم كه در اين راه هلاك شوى . من عبداللّه بن جعفر و يحيى بن سعيد را پيش تو فرستادم . همراه آن دو نزد من بيا كه در نزد من امان و جايزه و نيكى و حسن همسايگى دارى ، من خداى را بر اين كار گواه و كفيل و مراعات كننده و وكيل مىگيرم . و السلام‌عليك . طبرى نقل مىكند كه امام ( ع ) در پاسخ او نوشت : اما بعد ، آن كس كه به سوى خداوند بخواند و كار نيك كند و بگويد كه من از مسلمانانم ، با خدا و رسول او سر ستيز و مخالفت برنداشته است . تو مرا به امان و نيكى وعده داده‌اى ، [ بدان كه ] بهترين امان‌ها امان خداوند است ؛ هر كس در دنيا از خداوند نترسد در قيامت از او در امان نيست . از خداوند در دنيا خواهان ترسى هستيم كه در آخرت موجب امان ما گردد . اگر تو از نوشتن اين نامه قصد ارتباط و نيكى نسبت به مرا داشتى ، در دنيا و آخرت پاداشى نيك خواهى يافت . والسلام . » « 1 »

--> ( 1 ) - تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 297 .