مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

31

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

چنانچه به كوفه به روى ، مردم به يارىات خواهند شتافت . . . » « 1 » از اين رو بود كه امام ( ع ) حتى پس از شهادت مسلم ( ع ) نيز پيوسته بر رفتن به كوفه اصرار مىورزيد . ليكن در تاريخ آمده است كه امام ( ع ) به اين سخن اعتنا نكرد و بر پايهء آن حركتى انجام نداد . زيرا پيش از آن ، از موضعى كه كوفيان بدان روى خواهند آورد آگاه بود ؛ و ما به حق اعتقاد داريم كه ائمه ( ع ) از آنچه شده و تا روز قيامت خواهد شد ، آگاهند . دلايل تاريخى چندى نيز تأكيد دارد بر اين كه آن حضرت از همان آغاز مىدانست كه كوفيان او را رها كرده و خواهند كشت . « 2 » اخبار كوفه ، پس از شهادت مسلم ( ع ) ، نيز بسيار با سرعت به امام رسيد تأكيد مىكرد كه عموم اهل كوفه را - به جز آنهايى كه خداوند به آنها مرحمت كرده است - ابن زياد براى جنگ با امام ( ع ) آماده ساخته و همگى بر ضد آن حضرت تجمع كرده‌اند . بنابراين تنها اين مىماند كه بگوييم : امام ( ع ) التزام خويش را نسبت به اين عهد و پيمان استمرار بخشيد و بر رفتن به كوفه پاى فشرد ؛ ولى نه به اين دليل كه از اهل كوفه در واقع ، بر وى حجتى باقى مانده بود ، بلكه به اين دليل كه نمىخواست با برگشتن از يكى از منزلگاه‌هاى ميان راه زمينه‌اى فراهم آيد تا مردم بگويند كه حسين به طور كامل به وعده خود وفا نكرد حتى پس از آنكه سپاه حّر راه كوفه را بر وى بست . دليلش هم اين

--> ( 1 ) - الارشاد ، ص 204 . ( 2 ) - از آن جمله است سخن حضرت ( ع ) به يزيد بن رشك : « اينها نامه‌هايى است كه مردم كوفه به من‌نوشته‌اند و من آنها را جز قاتل خويش نمىبينم . . . ! » ( تاريخ ابن عساكر ، ترجمة الامام الحسين ( ع ) ، تحقيق محمودى ، ص 211 ، شمارهء 266 ) . ديگر اين سخن حضرت است : « براى من قتلگاهى انتخاب شده است كه من به آنجا مىروم » ( اللهوف ، ص 25 ) . و اين فرمايش حضرت : « وعدگاه ، گور من و مكانى است كه در آن به شهادت مىرسم و آن كربلا است . » ( اللهوف ، ص 28 ) . و سخن حضرت به ام سلمه است : « اى مادر ، خداوند خواسته است كه مرا از سر ظلم و دشمنى مظلومانه بكشد و سر ببرند . . . » ( بحار الانوار ، ج 44 ، ص 331 - 332 ) و سخن آن حضرت است به محمد بن حنفيه : « چون از تو جدا شدم ، رسول خدا ( ص ) ، نزد من آمد و گفت : اى حسين بيرون رو كه خداوند خواسته است كه تو را كشته ببيند . » ( اللهوف ، ص 27 ) جز اين‌ها ، شواهد بسيارى وجود دارد مبنى بر اين كه آن حضرت از سرنوشت خويش و بىوفايى كوفيان آگاهى داشت .