مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

84

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

وظيفه واقعى او را وادار ساخت تا به شهادت تن دهد و آگاهانه زنانش را در معرض اسارت و كودكانش را در معرض كشتار قرار دهد . دليلش هم اين بود كه سركشان بنىاميه معتقد بودند كه آنها بر حق و على و فرزندان و شيعيانش بر باطل‌اند . « 1 » تا آنجا كه دشنام بر وى را از اجزاى نماز جمعه قرار دادند . كار به جايى رسيد كه يك تن از آنان لعن خطبه جمعه را فراموش كرد و چون در سفر به ياد آورد قضايش را انجام داد ؛ و مسجدى ساختند و نام آن را « مسجد الذكر » گذاشتند . چنانچه حسين عليه السلام با يزيد بيعت مىكرد و كار را به او مىسپرد ديگر از حق نشانى نمىماند . زيرا بسيارى از مردم هم‌پيمانى حضرت با بنىاميه را نشان صحت نظر و نيكى سيرتشان تلقى مىكردند . اما پس از جنگ حسين عليه السلام با آنان و به خطر افكندن وجود مقدس خود و عيال و كودكانش و آن بلاهايى كه بر سرشان آمد براى مردم روزگار خودش و نسل‌هاى آينده ، شايستگى او براى حكومت و گمراهى كسانى كه او را مورد ستم قرار دادند روشن گشت . اما وظيفه ظاهرى امام عليه السلام حكم مىكرد كه با هر وسيله ممكن در حفظ جان خود و فرزندانش بكوشد ، ولى ميسر نشد . آنان دنيا را بر او تنگ كردند . يزيد به والى مدينه فرمان قتل وى را داد و امام ترسان و بيمناك از مدينه بيرون آمد و به حرم الهى كه جاى امن ترسانده‌شدگان و پناهگاه پناه‌جويان است رفت . باز هم در صدد برآمدند كه اگر به پرده كعبه هم آويخته باشد او را دستگير كنند يا به قتل برسانند . از اين رو به ناچار احرامش را عمره مفرده قرار داد و حج تمتع را ترك گفت . سپس رهسپار كوفه گشت چرا كه با او مكاتبه و بيعت كرده بودند و با تأكيد و اصرار خواسته بودند كه نزدشان برود و آنان را از شر اموىها برهاند . وظيفه ظاهرى او را ملزم مىساخت كه براى اتمام حجت با آنان موافقت كند تا در روز قيامت عذرى نداشته باشند و نگويند ما به او پناه برديم و از ستم ستمگران فرياد دادخواهى برآورديم ، ولى او ما را به تفرقه متهم ساخت و به داد ما

--> ( 1 ) - قضيه آن طورى كه شيخ شوشترى مىگويد نيست ، بلكه بنىاميه ، حق و اهل آن يعنى محمد وآل‌محمد صلى الله عليه و آله را مىشناختند ، اما از روى حسادت به اهل بيت به خاطر برترىاى كه خداوند آنان را بر جهانيان بخشيده بود ، انكار كردند و دل‌هايشان به شك افتاد . از اين رو با هر نيرنگ و نيرويى كه داشتند در صدد منع حق برآمدند .