مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

67

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

در روايت آمده است كه چون امام حسين عليه السلام در نامه نگريست ، دانست كه از يزيد بن معاويه است و در پاسخ آن نوشت : بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ * « وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ » « 1 » و اگر تو را تكذيب كردند ، بگو : عمل من به من اختصاص دارد ، و عمل شما به شما اختصاص دارد . شما از آنچه من انجام مىدهم غير مسؤوليد ، و من از آنچه شما انجام مىدهيد غير مسؤولم . والسلام . « 2 » از ظاهر اين روايت نمىتوان يقين حاصل كرد كه امام عليه السلام پاسخ نامه را به خود يزيد نوشت يا براى او فرستادند . هر چند كه مخاطب نامه خود اوست ، ممكن است امام عليه السلام پاسخ را براى اهل مدينه ، كه نامه و اشعار را نزد وى فرستادند ، نوشته باشد ؛ و آنها اصل يا مضمون نامه امام را به يزيد رسانده باشند . درباره اين كه قريش و بنىهاشم ساكن مدينه - كه يزيد نامه را براى آنها نوشت - چه كسانى بودند در اين روايت چيزى نيامده است . ولى ابن عساكر مىنويسد : « يزيد نامه را براى عبدالله بن عباس فرستاد » . وى اشعار را نيز با اندكى تفاوت نقل كرده است . « 3 » تأمل در ابيات يزيد و پاسخ امام عليه السلام نشان دهنده تكرار سنت‌هاى الهى در رويارويى ميان انسان‌هاى خدايى و طاغوتيان است . يزيد در اشعار خود با منطق طاغوت ، امام عليه السلام را به فشار و قتل در دنيا يعنى نهايت كارى كه از طاغوتيان برمىآيد تهديد مىكند . ولى امام عليه السلام با منطق انسان‌هاى خدايى به عدم ارتباط ميان رفتار هدايت شدگان و گمراهان و بيزارى اين دو گروه از يكديگر تأكيد مىكند : تأكيد بر كيفرى اخروى ، آن هم با عذاب پيوسته و بى وقفه الهى براى گمراهان . پاسخ امام براى يزيد تحقيرآميز است ، زيرا نه از او نام مىبرد و نه به او لقبى مىدهد ؛

--> ( 1 ) - يونس ( 10 ) ، آيه 41 . ( 2 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 76 . ( 3 ) - ر . ك . تاريخ ابن عساكر ، ج 14 ، ص 210 .