مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
55
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
شيخ مفيد گويد : « . . . آنگاه مسلم پيش رفت تا به كوفه وارد شد و در خانه مختار بن ابىعبيده - كه امروز خانه مسلم بن مسيب خوانده مىشود - درآمد . پس از آن شيعه نزد وى به آمد و شد پرداختند و چون مردم نزد وى آمدند و شمارشان زياد شد ، نامه حسين عليه السلام را برايشان مىخواند و آنان مىگريستند . هجده هزار تن از مردم با مسلم بيعت كردند ؛ و او اين موضوع را براى حسين عليه السلام نوشت و از او خواست كه به كوفه بيايد . . . » « 1 » اما پس از ورود عبيدالله زياد به كوفه ، به عنوان والى شهر ، از سوى يزيد و حصول تحولات سريع و پى در پى نوع فعاليت مسلم نيز تغيير كرد و به خود شكل پنهانى گرفت . وى ناچار شد كه محل استقرارش را تغيير دهد و به خانه هانى بن عروه ، « 2 » رئيس و بزرگ
--> مجلسى دربارهء وى سكوت اختيار كرده و هيچ ستايش و نكوهشى از وى نكرده است . هرگاه به لحاظ تاريخى ثابت شود كه مسلم بن عقيل در خانه مختار فرود آمده است - چنانكه بسيارى از مورخان به آن اشاره كردهاند - اين خود دليل وثاقت اوست ؛ و بلكه ثابت مىكند كه وى موثقترين اهل كوفه بوده است . زيرا امام حسين عليه السلام به مسلم فرمان داد كه نزد موثقترين مردم شهر فرود آيد ؛ و او نزد مختار فرود آمد . اگر اين فرود آمدن به دستور مستقيم خود امام نباشد ، دست كم مصداق سخن آن حضرت ، هست و خدا داناست . شايد در انتخاب خانه مختار و نه ديگران براى مسلم - بر فرض ثبوت اين مطلب - سبب ديگرى هم نهفته بود ؛ و آن اين بود كه مختار داماد نعمان بن بشير ، حاكم وقت كوفه بود - يعنى دخترش عمرة را به زنى داشت - و در نتيجه تا هنگامى كه مسلم در خانه داماد والى كوفه بود ، كسى متعرض او نمىشد . ( 1 ) - ارشاد ، ص 205 ؛ تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 279 با اندكى تفاوت . ( 2 ) - هانى بن عروه مرادى : هانى از اشراف كوفه و بزرگان و سران شيعه و رئيس و پيشواى قبيله مراد بود . هنگام سوار شدن چهار هزار زره پوشيده و هشت هزار پياده او را همراهى مىكردند . نقل شده است كه وى حضور پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كرد و شرف مصاحبت وى يافت . او در سن 89 سالگى به شهادت رسيد ( ر . ك . سفينة البحار ، ج 8 ، ص 714 و قاموس الرجال ، ج 9 ، ص 292 ، چاپ قديم ) . گواه كمال و جلالت قدر و بزرگى مقام وى زيارتى است كه سيد بن طاووس براى او نقل كرده است : « سلام و درود خداوند بزرگ بر تو اى هانى بن عروه ، سلام بر تو اى بنده صالح و خيرخواه به خاطر خدا و رسول و اميرالمؤمنين و حسن و حسين عليهم السلام . گواهى مىدهم تو مظلوم كشته شدى . خداوند قاتل تو و آن كس كه خونت را حلال شمرد لعنت كند ؛ و قبرهاشان را پر از آتش كند . گواهى مىدهم كه تو در حالى خداوند را ديدار كردى كه از كار و نصيحتى كه كردى خشنود بود . گواهى مىدهم كه تو به درجه شهادت رسيدى و به خاطر