مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
53
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
عوسجه اسدى « 1 » فرود آمد . بهقولى ديگر وى درخانهء مختار بن ابىعبيد ثقفى « 2 » فرود آمد .
--> ( 1 ) - مسلم بن عوسجه أسدى : مكَنّى به أبا حجل ، اسدى سعدى . وى مردى شريف و بزرگوار ، پارسا وپرهيزگار بود . او صحابهاى بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را ديدار كرده بود . وى قهرمانى است شجاع كه در جنگها و فتوحات اسلامى از او ياد مىشود . سيرهنويسان گفتهاند : او از كوفه براى امام عليه السلام نامه نوشت و بدان وفادار ماند ؛ و از كسانى است كه پس از آمدن مسلم بن عقيل به كوفه براى آن حضرت بيعت گرفت . پس از ورود عبيدالله به كوفه ، مسلم بن عقيل - پس از شنيدن اين خبر - به جنگ وى برخاست ؛ و پرچم فرماندهى قبايل مذحج و اسد را به مسلم بن عوسجه داد ، . . . و با او به مقابله برخاستند و در كاخش زندانى كردند . سپس هنگامى كه روند حوادث به خلاف خواست ياران حق رقم خورد و مسلم بن عقيل و هانى بن عروه دستگير شدند ، مسلم بن عوسجه براى مدتى پنهان شد ؛ و سپس همراه خانوادهاش گريخت و در كربلا خود را به امام حسين رساند و جان خويش را فداى آن حضرت كرد . او كسى است كه پس از صدور اجازه بازگشت از سوى امام حسين عليه السلام در شب دهم ، خطاب به آن حضرت گفت : آيا تو را رها كنيم در حالى كه براى اداى حق تو در پيشگاه خداوند عذرى نداريم ؟ ! به خدا سوگند آن قدر با آنان مىجنگم كه نيزهام در سينههاشان بشكند ، و تا قبضه شمشير در دستم باشد آنان را مىزنم ولى از تو جدا نمىشوم ؛ و اگر بىسلاح گردم ، بازهم دست برنمىدارم و پيش شما ، آنان را سنگباران مىكنم تا آن كه همراه شما كشته شوم . براى شناخت بيشتر فضايل و تاريخ زندگى اين شهيد بزرگوار به زندگينامه او در كتاب ابصارالعين فى انصار الحسين ( ص 107 - 111 ) مراجعه شود . ( 2 ) - مختار بن ابى عبيد بن مسعود ثقفى : وى در سال اوّل هجرت به دنيا آمد و در سيزده سالگى همراه پدرش در جنگ شركت جست . او به سوى صحنه پيكار هجوم مىبرد ولى عمويش مانع مىشد . در نتيجه مختار پيشگام و شجاع بار آمد و از هيچ چيز بيم نداشت ؛ و به كارهاى مهم اقدام مىكرد . او بسيار خردمند و حاضر جواب بود . صفاتى برجسته داشت و بسيار سخاوتمند بود . او كسى است كه بيشتر شركت كنندگان در قتل حسين عليه السلام و سران آنها را در طى حكومت هجده ماههاش به قتل رساند و سرانجام خود در سن 67 سالگى به دست مصعب بن زبير كشته شد . روايتها درباره وى گوناگون است . برخى او را مىستايند و برخى ديگر نكوهش مىكنند . ولى روايتهايى كه وى را نكوهش مىكنند ، يا ضعف سند دارند يا دلالتشان ناقص است و يا از روى تقيه صادر شدهاند . در مقابل ، روايتهايى كه او را ستايش مىكنند روايتهايى « صحيح » اند . ديدگاهها نيز دربارهء وى متفاوت است ؛ و ما در اينجا به بيان گفتار پنج تن از معاصران بسنده مىكنيم : 1 - مرحوم خوئى : در حسن وضعيت مختار همينبس كه با كشتن قاتلان حسين عليه السلام دل اهلبيت عليهم السلام را شادكرد . اين خدمت بزرگى به اهل بيت عليهم السلام بود و از سوى آنان مستحق پاداش مىباشد . آيا ممكن است رسول خدا صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام كه معدن كرم و احسان هستند ، از اين كار چشم بپوشند . . . روزى محمد