مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
47
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
برمىآيد . بلى ، لازمه كار اين است كه از دوستان و افراد مورد اعتماد آغاز شود ؛ و اين چيزى است كه فرمايش امام ، « چون وارد شهر شدى ، نزد موثقترين مردمش فرود آى » ، بدان اشعار دارد . همچنين از اين روايت استفاده مىشود كه امام عليه السلام با اين سخن خويش ، « و من اميدوارم كه من و تو در درجهء شهيدان باشيم » ؛ به مسلم فهماند يا به او خبر داد كه سرانجام كارش ، رستگارى با شهادت است ؛ و آن گاه كه قضيه به يكى از مصالح عالى اسلام مربوط باشد ، آگاهى به اين كه سرنوشت فرد كشته شدن است ، مانع اداى تكليف نيست . از جمله چيزهايى كه دلالت دارد بر اين كه دريافت مسلم بن عقيل از سخن امام عليه السلام اين بود كه به سوى شهادت مىرود و اين آخرين ديدار وى با پسر عمويش ، حسين عليه السلام ، است ، اين است كه يكديگر را در آغوش گرفتند و خداحافظى كردند و همه گريستند . يك روايت تاريخى مىگويد : « مسلم در نيمه ماه رمضان از مكه بيرون آمد و پنج روز مانده از شوال به كوفه رسيد . . . » . « 1 » مسلم بن عقيل كيست ؟ مسلم بن عقيل بن ابى طالب ، از ياران على عليه السلام ، حسن عليه السلام وحسين عليه السلام است . وى با رقيه ، « 2 » دختر امام على عليه السلام ، ازدواج كرد ؛ و در جنگ صفين ، همراه حسن و حسين عليهما السلام و عبدالله بن جعفر فرماندهى جناح راست سپاه اميرمؤمنان عليه السلام را عهدهدار بود . « 3 » مرحوم خويى گويد : « بزرگى و عظمت مسلم بن عقيل بالاتر از آن است كه به وصف درآيد . وى در جنگ صفين فرمانده جناح راست سپاه اميرمؤمنان عليه السلام بوده است . . . » . « 4 » بر اين اساس ، بعيد مىنمايد آن طورى كه مامقانى مىگويد ، عمر شريف وى هنگام رفتن به سفارت كوفه 28 سال بوده باشد . « 5 » زيرا جنگ صفين در سال 37 هجرى روى داد
--> ( 1 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 89 . ( 2 ) - المجدى فى انساب الطالبيين ، ص 18 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 830 . ( 3 ) - بحار الانوار ، ج 42 ، ص 93 . ( 4 ) - معجم رجال الحديث ، ج 18 ، ص 150 . ( 5 ) - تنقيح المقال ، ج 3 ، ص 214 .