مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

45

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

به تقوا ، پنهان‌كارى و مدارا فرمان داد چنانچه ديد كه مردم متحد و همرأى هستند ، اين را با شتاب برايش بنويسد . « 1 » پنهان كارى در اين‌جا به چه معناست ؟ آيا معنايش اين است كه مسلم بن عقيل تا رسيدن به كوفه موضوع سفارتش را ، در طول راه پنهان نگه دارد ؟ يا كه در سازماندهى كوفيان براى قيام همراه امام از شيوه‌هاى پنهانى استفاده كند ؟ يا معنايش اين است كه موضوع مكان و زمان تحركاتش و اسلحه‌خانه‌ها و فرماندهان و افراد مورد اعتماد و رمز آغاز عملياتش را پوشيده نگهدارد ؟ يا چيزى جز اين ؟ مدارا به چه معنا است ؟ آيا منظور مداراى با مردم است ؛ كه از اخلاق اسلامى است ؟ يا به معناى عدم رويارويى مسلحانه با حكومت محلى اموى در كوفه تا هنگام رسيدن امام عليه السلام و يا دريافت اجازه از آن حضرت است ؟ آيا مأموريت مسلم بن عقيل - طبق اين روايت - به شناخت آراى عمومى كوفيان و صداقتشان در آنچه به امام نوشته‌اند منحصر است ؟ يك روايت ديگر حاكى از آن است كه نامه امام عليه السلام به اهل كوفه ، حاوى عبارت زير نيز بوده است :

--> هنگامى كه حسين عليه السلام مسلم را فراخواند و از سوى خويش به كوفه فرستاد ، قيس ، عبدالرحمن و عمارة بن عبيد سلولى را با وى همراه ساخت و او از جمله افراد گروه‌هاى اعزامى بود . سپس عبدالرحمن بازگشت و در شمار اصحاب امام درآمد . در روز دهم ، با ديدن اوضاع و احوال ، اجازه پيكار گرفت و حسين عليه السلام به او اجازه فرمود . او پيش رفت و در حالى كه ميان مردم شمشير مىزد مىگفت : صبراً على الاسياف والاسنه * صبراً عليها لدخول الجنة بر شمشيرها و نيزه‌ها صبر مىكنم تا وارد بهشت شوم او پيوسته در حال پيكار بود تا سرانجام كشته شد . رضوان‌الله تعالى عليه . ( ابصار العين ، ص 131 - 132 ) . مامقانى نيز بر اين باور است كه وى عبدالرحمن بن عبدالله بن كدن ارحبى است و درباره‌اش گفته است : « او از كسانى است كه حسين عليه السلام وى را همراه مسلم فرستاد . پس از بىوفايى كوفيان و كشته شدن مسلم عبدالرحمن از كوفه بازگشت و آن حضرت را همراهى كرد تا به فيض شهادت رسيد و به سلام امام در دو زيارت ناحيه مقدسه و رجبيه مفتخر شد . » ( تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 145 ) . ( 1 ) - الارشاد ، ص 186 .