مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
31
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
نامههاى امام عليه السلام به ديگر ولايات به بصره پس از شهادت امام حسن مجتبى عليه السلام ، با وجود فشار و رعب و مراقبت شديدى كه از سوى حكومت بنىاميه بر دوستان اهل بيت اعمال مىشد ، شيعيان با امام حسين عليه السلام در ارتباط بودند . شيعيان از جاى جاى سرزمينهاى اسلامى براى آن حضرت نامه مىنوشتند و امور مهم دينىشان را از وى مىپرسيدند . بصره نيز از اين ارتباط با امام بهرهمند بود ؛ و برخى از نامههاى شيعيان اين شهر به آن حضرت در تاريخ ثبت است . مانند نامهاى كه فرستادند و معناى صمد را پرسيدند ؛ و حضرت نيز پاسخ پرسش آنان را فرستاد . « 1 » ولى مضمون نامهاىكه امام عليه السلام براى اشراف وسران « اخماس » « 2 » فرستاد ، بسيار قابلتوجه است . مكاتبه را امام عليه السلام آغاز كرد و طى نامهاى اشراف ، مهتران و ديگر پيروان بصرى خويش را به يارى فراخواند . در حالى كه پيش از آن هيچ كس از بصره براى امام نامهاى ننوشته بود . به خلاف سران ، بزرگان و مردم كوفه كه نامههايشان به سوى مكه سرازير شده بود - بهطورى كه در يك روز ششصد نامه رسيد - و خواستار قيام و نهضت ايشان بودند . علت مبادرت امام به نوشتن نامه به اشراف و سران بصرى چه بود ؟ اهميت ويژه شهرهاى كوفه و بصره و تأثير فراوان آنها بر روند رويدادهاى جهان اسلام آن دوران بر آگاهان تاريخ اسلام پوشيده نيست . به ويژه آن كه اين دو ولايت مهم ، به خلاف شام ، به طور كامل زير بار حكومت بنىاميه نرفته بود . از اين رو دوستان و شيعيان اهل بيت عليهم السلام در اين هر دو ولايت ، با وجود ترس و سركوب امويان ، گردهمايى و جلسه پنهانى داشتند و در انتظار روز رهايى از كابوس حكومت اموى به سر مىبردند . آرى ، ميان كوفه و بصره ازحيث پيشينهء اين دوشهر در يارى اميرالمؤمنين عليه السلام و شمار شيعيان
--> ( 1 ) - ر . ك . مكاتيب الائمه ، ج 2 ، ص 48 به نقل از التوحيد ، ص 90 و نيز سير اعلام النبلاء ، ج 3 ، ص 293 . ( 2 ) - اخماس بصره : بصره به پنج بخش تقسيم شده بود و رياست هر بخش آن بر عهده يكى از اشراف بود ( وقعة الطف ، ص 104 ) . بخشهاى پنجگانه بصره اينها بودند : يكم ، عاليه ؛ دوم ، بكر بن وائل ؛ سوم ، تميم ؛ چهارم ، عبد القيس ؛ و پنجم ، أزد ( لسان العرب ، ماده خمس ، ج 6 ، ص 71 ) .