مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

17

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

آن حضرت در يك شِكوه ديگر به درگاه پروردگار از حضرت حق عليه قريش يارى مىجويد و مىگويد : [ پروردگارا ] كردار قريش نسبت به مرا كيفر ده ؛ كه اينان با من قطع رحم كردند ؛ و عليه من يكديگر را يارى دادند و حكومت پسرعمويم را از من سلب كردند . » « 1 » امام عليه السلام طى نامه‌اى در پاسخ برادرش عقيل خطاب به وى مىنويسد : « قريش را از خود دور كن تا در گمراهى ، اين سو و آن سو بدود و در تفرقه جولان دهد و در بلهوسى سرگردان باشد ؛ چرا كه اينان همان گونه كه پيش از من بر جنگ با رسول خدا صلى الله عليه و آله همداستان شدند با من نيز به جنگ پرداختند ؛ دنيا و روزگار كيفرشان دهد با من قطع رحم كردند و حكومت پسرعمويم را از من گرفتند . » « 2 » آن حضرت موضع خويش را دربرابر بلاى بزرگ انحراف امت از وصيت رسول خدا صلى الله عليه و آله و غصب خلافت الهى خود به وسيله رهبرى سقيفه را در بيانى كوتاه چنين خلاصه مىكند : از آن هنگام‌كه خداوند محمد صلى الله عليه و آله را به پيامبرى مبعوث كرد ، روى آسايش را نديده‌ام و از اين باب خداى را سپاسگزارم . در كودكى خداترس بودم و در بزرگى جهاد كردم . با مشركان جنگيدم و با منافقان دشمنى ورزيدم ، تا آن كه رسول خدا ديده از جهان فرو بست و آن بلاى بزرگ پيش آمد . از آن پس پيوسته ترسان و بيمناك بوده‌ام و ترس آن دارم ، كارى پيش آيد كه آرام نتوانم گرفت . خداى را سپاس ، از او جز نيكى نديده‌ام . به خدا سوگند از كودكى تا پيرى شمشير زده‌ام و خداوند خود مرا در وضعى كه دارم شكيبا خواهد ساخت ، چرا كه همهء اين كارها به خاطر او بوده است . « 3 » ساختار قبيله‌اى مكه مكرمه مكه مكرمه در آن هنگام ساختار اجتماعى قبيله‌اى داشت و از خاندان‌ها ، عشاير و

--> ( 1 ) - بحار ، ج 29 ، ص 628 ، حديث 38 ، به نقل از الامامة والسياسة : ص 55 ، زير عنوان « خروج على من المدينه » . ( 2 ) - بحار ، ج 29 ، ص 621 ، حديث 31 ؛ نهج البلاغه ، ص 409 ، شماره 39 . ( 3 ) - بحار ، ج 29 ، ص 556 - 557 ، حديث 7 ؛ به نقل از ارشاد مفيد ، ص 151 .