مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

15

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

پرسيدم كه چگونه مردم در حالى كه نسبت به فضيلت ، پيشينه و نسبت وى با رسول خدا صلى الله عليه و آله آگاهى داشتند به ديگران گرايش پيدا كردند ؟ حضرت فرمود : مردم از آن رو با وجود آگاهى به برترى آن حضرت به ديگران گرويدند كه شمار بسيارى از پدران ، نياكان ، برادران ، عموها ، دايىها و خويشاوندانشان را كه با خدا و رسول او مخالف بودند به قتل رسانده بود . به همين دليل كينه او را به دل داشتند و از فرمانروايى او بيزار بودند . حال آن كه از ديگران چنين چيزى را به دل نداشتند ؛ چرا كه اينان مانند آن حضرت در ركاب رسول خدا جهاد نكرده بودند . اين بود دليل روى گردان شدن مردم از او و گرويدن به ديگران . « 1 » گردانندگان سقيفه و حاميانشان ، براى شعله‌ور ساختن كينه قريش نسبت به على عليه السلام و تحكيم بخشيدن به دشمنى عليه آن حضرت ، پيوسته از يك روش تبليغاتى آزموده شده استفاده مىكردند . براى مثال روزى عمر بن خطاب رو به سعيد بن عاص كرد و گفت : « تصور مىكنم كه از من چيزى در دل دارى ، آيا مىپندارى كه پدرت را من كشته‌ام ؟ به خدا سوگند دوست داشتم كه قاتلش باشم ! و اگر او را كشته بودم از قتل يك كافر پوزش نمىخواستم ؛ ولى در روز بدر بر او گذشتم و ديدم كه چونان گاوى شاخدار در جست و جوى جنگ است و دهانش چونان دهان وزغ « 2 » كف كرده است . چنين كه ديدم ترسيدم و از او كناره گرفتم ؛ و او به من گفت : اى پسر خطّاب كجا ؟ ولى على در برابر او ايستاد و بر او چيره شد و به خدا سوگند هنوز از جايم تكان نخورده بودم كه او را كشت . « 3 » در اين حال على عليه السلام كه در مجلس حاضر بود فرمود : بارپروردگارا بر ما ببخشاى ! شرك و آنچه در آن بود از ميان رفت و اسلام گذشته‌ها را پاك كرد . چرا مردم را عليه من تحريك مىكنى ؟ « 4 »

--> ( 1 ) - بحار ، ج 29 ، ص 280 - 281 ، شماره 2 به نقل از علل الشرايع ص 146 ، باب 121 ، ج 3 و عيون اخبار الرضا عليه السلام . ( 2 ) - نوعى چلپاسه و مارمولك . ( 3 ) - انساب القرشيين ، ص 193 . ( 4 ) - بحار الانوار ، ج 19 ، ص 280 - 281 به نقل از ارشاد مفيد ، ص 46 .