مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
45
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
مقصود رهبرى اين حزب از اين تبليغهاى ترديدبرانگيز ، ايجاد مانع بر سر راه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بود . رهبرى ياد شده با جعل شعار « نبوّت و خلافت در بنىهاشم جمع نمىشود » با بسيارى از دشمنان اسلام و نيز آن دسته از تيرههاى قريش كه با اكراه و علىرغم ميلشان به اسلام درآمده بودند و هنوز هم غرور جاهليت را در سر داشتند ، همپيمان گرديد . دليل اين كه مانع تراشىها و تبليغاتِ شكبرانگيز ، پرداختهء رهبرى اين حزب است ، اين بود كه پس از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اين رهبرى طى سه دوره خلافت خود توانست بر گرد سخنان آن حضرت ، حصارى آهنين بكشد و به هيچ كس اجازه دست يافتن به آنها را ندهند ، عايشه گفته است : خليفه اول در نخستين گام همهء احاديثى را كه خودش نوشته بود جمع كرد و آتش زد آن گاه مردم را گرد آورد و گفت : شما احاديثى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل مىكنيد كه دربارهء آنها اختلاف داريد ؛ و اختلاف ميان مردم پس از شما بسيار شديدتر خواهد بود . بنابراين از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم چيزى نقل نكنيد ، و هر كس از شما [ از سخنان ايشان ] پرسيد بگوييد : ميان ما و شما كتاب خداوند است . « 1 » از ديگر مقررات خليفه دوم اين بود كه از مردم خواست همه احاديثى را كه پيش خود دارند نزد او بياورند ؛ و چون آوردند ، دستور داد همه را آتش زدند . « 2 » او همچنين دستور داد كه تا او زنده است همهء راويان حديث بايد در مدينه سكونت داشته باشند . « 3 » به سربازانش نيز فرمان داد كه از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چيزى نقل نكنند . « 4 » خليفه سوم نيز با صدور فرمانى نقل هر حديثى را كه در روزگار ابوبكر و عمر شنيده نشده بود ممنوع ساخت . « 5 » هدف نهايى از همهء اين سنگاندازى و بازدارندگىها اين بود كه سخنان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء ولايت و جانشينى و شخص خليفه پس از ايشان و موقعيّت ممتاز اهل بيت در
--> ( 1 ) - تذكرة الحفاظ ، ذهبى ، ج 1 ، ص 5 ؛ كنز العمال ، ج 10 ، ص 285 / شماره 29460 . ( 2 ) - تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 2 - 3 . ( 3 ) - مستدرك حاكم ، ج 1 ، ص 110 . ( 4 ) - تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 7 . ( 5 ) - مسند احمد بن حنبل ، ج 1 ، ص 65 ؛ همچنين ذهبى در تذكرة الحفاظ ( ج 1 ، ص 7 ) نقل مىكند كه معاويه مىگفت : « به سراغ حديثهاى روزگار عمر برويد ، زيرا كه او مردم را از نقل احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم مىترساند . »