مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
359
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
عبدالله بن مطيع عدوى از ايشان استقبال كرد و گفت : اى اباعبدالله ، خداوند مرا فدايت گرداند ، آهنگ كجا دارى ؟ فرمود : اينك آهنگ مكّه دارم ؛ و چون به آنجا رفتم ، آنگاه در كار خويش از خداوند طلب خير مىكنم . عبدالله بن مطيع گفت : اى پسر دختر رسول خدا ، در كارى كه قصدش راكردهاى خداوند برايت خير بخواهد ، ولى من پيشنهادى دارم كه مىخواهم آن را از من بپذيرى ! حسين عليه السلام گفت : چه پيشنهادى ؟ اى پسر مطيع ! گفت : چون به مكّه درآمدى ، از فريب كوفيان برحذر باش . چرا كه پدرت در اين شهر كشته شد ، برادرت را خنجر زدند كه نزديك بود جان بسپارد . از اين رو در حرم بمان كه تو در اين دوران سرور عرب هستى . به خدا سوگند كه اگر تو هلاك گردى ، خاندانت نيز با تو هلاك خواهند شد . والسلام . گويد : امام حسين عليه السلام او را وداع گفت و برايش دعاى خير كرد . « 1 » در روايت دينورى در اخبار الطوال آمده است كه عبدالله بن مطيع به امام عليه السلام گفت : چون به مكّه رسيدى و خواستى از آن شهر به شهر ديگرى به روى ، از كوفه برحذر باش . چرا كه شهرى است شوم و پدرت در اين شهر كشته شد . برادرت را تنها گذاشتند و او را ناگهانى خنجر زدند كه نزديك بود جان سپارد . در حرم بمان ، چون مردم حجاز هچ كس را با تو برابر نمىدانند و سپس شيعيانت را از همه جا دعوت كن كه همگان نزد تو خواهند آمد . امام عليه السلام فرمود : خداوند آنچه را كه دوست بدارد مقدر مىكند . « 2 » اما ابن عساكر ماجراى اين ديدار را به صورت زير نقل مىكند : هنگامى كه حسين بن على از مدينه بيرون آمد و آهنگ مكّه داشت ، بر ابن مطيع گذشت كه سرگرم كندن چاهش بود ؛ و به حضرت گفت : پدر و مادرم فدايت ، كجا ؟ گفت :
--> ( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 22 - 23 . ( 2 ) - اخبار الطوال ، ص 228 - 229 .