مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
357
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
بنابراين ، چگونه اين روايت كه مىگويد آن دو با هم بودند تا آن كه ابن عباس و ابن عمر با آنان ديدار كردند ، مىتواند درست باشد ؟ بنابراين ، روايت ياد شده گذشته از مرسل و ضعيف بودنش « 1 » با حقيقت تاريخى نيز مخالف است . ابن عساكر در تاريخ خويش مىنويسد : « حسين و عبدالله بن زبير شبانه به مكّه رهسپار شدند . بامدادان كه مردم براى بيعت رفتند ، به جست و جوى حسين و ابن زبير برآمدند ولى آنان را نيافتند . . . . عبدالله بن عمر و عبدالله بن عياش بن ابى ربيعه كه از عمره باز مىگشتند آن دو را در ابواء ديدند . در اين هنگام ابن عمر به آنان گفت : از خدا پروا كنيد و باز گرديد و به مردم بپيونديد آنگاه بنگريد ، اگر مردم بر يزيد گرد آمدند شما نيز از آنان جدا مشويد و اگر بر او اختلاف كردند ، همان مىشود كه شما مىخواهيد . . . ابن عياش به او گفت : « 2 » اى پسر فاطمه ، آهنگ كجا را دارى ؟ گفت : عراق و شيعيانم . گفت : من اين را براى تو نمىپسندم ، آيا سوى مردمى مىروى كه پدرت را كشتند و برادرت را خنجر زدند تا آن كه خشمگينانه و ملول آنان را ترك گفت ؟ از خدا پروا كنيد ، مبادا كه فريب بخورى . . . » « 3 » اين روايت نيز در پرتو مناقشه تاريخىاى كه در رد روايت نخست ارائه داديم ، مانند آن روايت با حقيقت تاريخى سازگار نيست . از اين گذشته ، سندش نيز دست كم به واسطه جويرة بن اسماء ضعيف مىباشد ، چرا كه امام صادق عليه السلام دربارهاش فرموده است : « اما جويره زنديقى است كه هرگز رستگار نمىشود » . « 4 » چنانچه درستى وقوع گفت و گوى اخير در روايت ابن عساكر ميان ابن عياش « 5 » و
--> ( 1 ) - رجاليون اهل سنّت ، واقدى را به شدت تضعيف كردهاند . ر . ك . سير اعلام النبلاء ، ذهبى ، ج 9 ، ص 454 - 469 ، زندگينامهشماره 172 . ( 2 ) - محمودى در حاشيه صفحه 201 گويد : اين همان ذكر درست طبقات الكبرى است و در اصل هر دوى آنها از تاريخدمشق آمده است : « و ابن عباس به او گفت . . . » . ( 3 ) - تاريخ ابن عساكر ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ، ص 198 - 201 ، حديث 225 . ( 4 ) - اختيار معرفة الرجال ( رجال كشى ) ، ج 2 ، ص 700 ، حديث 742 . ( 5 ) - وى عبدالله بن عياش بن ابى ربيعه مخزومى است . گفته شده است كه پدرش از مسلمانان نخستين بود . او به حبشهمهاجرت كرد و عبدالله در آنجا به دنيا آمد ؛ و گفته شده است ، اين عبدالله هشت سال از زندگى پيامبر ( ص ) را درك كرد . نيز گفته شده است كه هنگام رسيدن خبر مرگ يزيد بن معاويه در سال 64 مرد . ر . ك . الاصابه فى تمييز الصحابه ، ج 2 ، ص 348 ، حديث 4877 .