مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
35
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
امرى الهى است و او در هر جا كه خود بخواهد قرارش مىدهد . » مرد عامرى گفت : آيا مىخواهى كه پس مادر مقابل عرب جان نثار تو باشيم و پس از آن كه خداوند تو را پيروز كرد قدرت از آن ديگران باشد ؟ ما را به قدرت تو نيازى نيست ؛ و [ با اين استدلال ] دعوت آن حضرت را نپذيرفتند . « 1 » همچنين در ميان اعراب افراد با نبوغى بودند كه از همان آغاز ظهور اسلام دريافتند كه اين دين در آيندهموقعيّتى ممتاز خواهد داشت . نيز كسانى از آنها با يهوديان و مسيحيانى كه اخبار جنگها و حوادث آينده را از پيشينيان خود به ارث برده بودند ، ارتباط نزديك داشتند . آن گونه كه در قرآن كريم آمده است ، اهل كتاب حتى به ويژگىهاى جسمى و روحى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آگاهى كامل داشتند : « الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَعْرِفُونَهُ كَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمْ » « 2 » * و در گفت و گو با مردم ، او را پيامبر خاتم و پيروز معرفى كردند . هنگامى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به رسالت مبعوث شد ، اهل كتاب اين موضوع را با برخى اعراب در ميان گذاشتند و تأكيد ورزيدند كه آينده از آن پيامبر اسلام و دعوت تازهاش خواهد بود . چشمداشت به آينده ، از انگيزههاى قوى پيوستن به اسلام و درآمدن زير پرچمش بود ؛ و اعراب در موضوعهاى اعتقادى و حوادث مربوط به آينده بر آراى اهل كتاب اعتماد مىكردند . براى مثال ، برخى از افراد قبيلهء كنده با اين سخن اهل كتاب كه « به زودى پيامبرى از مكّه ظهور خواهد كرد كه روزگارش نزديك است » به حقانيت دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پى بردند . « 3 » پس از آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دعوتش را به قبيله بنىعيس عرضه كرد ، گروهى از آنان نزد يهوديان فدك رفتند و نظرشان را در اين باره جويا شدند . « 4 » در روايتى آمده است كه در يكى از سفرهاى تجارى ابوبكر به شام ، يكى از راهبان ،
--> ( 1 ) - السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 2 ، ص 66 . ( 2 ) - كسانى كه به ايشان كتاب آسمانى دادهايم ؛ او را مىشناسند ، همان گونه كه پسران خود را مىشناسند [ بقره ( 2 ) ، آيه 146 ؛ انعام ( 6 ) ، آيه 20 . ] ( 3 ) - دلائل النبوه ، ابونعيم اصفهانى ، ص 252 . ( 4 ) - البدايه والنهايه ، ج 3 ، ص 140 - 146 ؛ دلائل النبوه ، ص 248 - 249 .