مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
335
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
مفهوم اين سخن اين است كه نيت رفتن به عراق بر اثر نامههاى عراقيان پس از مرگ معاويه به وجود نيامد ، بلكه اين نيّت و آهنگ ، پيش از اين نامهها ، بر اساس منطق شهيدى كه در پى انتخاب بهترين سرزمين براى شهادت خويش است ، در دل امام وجود داشت ؛ و نامههاى عراقيان جز يك انگيزه ظاهرى براى تأكيد اين نيّت و تصميم نبود . مهمترين عامل قيام حسينى امام حسين عليه السلام در ديدار با برادرش عمر أطرف ، كه به وى گفت : « چرا دست بيعت ندادى ؟ » دلايل خوددارى قاطع خود را از بيعت با يزيد اعلام داشت و فرمود : « هرگز تن به ذلت نخواهم داد » . به برادرش ، محمد حنفيه ، نيز همين خوددارى از بيعت را قاطعانه اعلام داشت و فرمود : « برادرم ، به خدا سوگند اگر در دنيا پناهگاه و ملجأى يافت نشود ، هرگز با يزيد بن معاويه بيعت نخواهم كرد » . اين خوددارى قاطعانه از بيعت با يزيد - به عنوان نخستين عامل از عوامل مؤثر در قيام حسينى - چنانچه ناشى از انگيزهاى شخصى مىبود ، آن حضرت در صورتى كه بنىاميه از وى خواستار بيعت نمىشدند سكوت مىكرد و مشكل اين حكومت با امام عليه السلام در همين جا پايان مىيافت . ولى عامل خوددارى امام از بيعت ناشى از يك دليل عقيدتى يعنى خطر نابودى اسلام در صورت سكوت امام در برابر حاكمى چون يزيد بن معاويه بود . چنان كه آن حضرت ، خود فرمود : « هنگامى كه امّت گرفتار حاكمى چون يزيد گردد ، فاتحه اسلام را بايد خواند » ؛ و همين عامل بود كه امام را در برابر مسؤوليت حركت و قيام براى اصلاح امّت جدش و امر به معروف و نهى از منكر قرار مىداد . اين دليل عقيدتى مشترك ، همانى است كه در حقيقت عامل خوددارى از بيعت و عامل امر به معروف را به هم آميخته است و تفكيك ميان اين دو در مقام سخن جز يك تفكيك اعتبارى نيست . در حقيقت نتيجه اين به هم آميختگى اين بود كه عامل خوددارى از بيعت ، اهميت فراوانش را وامدار اهميت بزرگترى بود كه به عامل اصلاح و امر به معروف و نهى از