مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

312

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

هنگام مرا فراخوانده است و از اين كه مرا به كارى [ ناخوشايند ] وادارد ، ايمن نيستم و او غير قابل اطمينان است . . . » « 1 » علاوه بر اين همچنين مىتوان گفت كه وليد در طول دوران زمامدارى خود در روزگار معاويه ، با مشكلى جدّى رو به رو نشد ، زيرا معاويه نيز همانند وليد دوست مىداشت كه كارهاى مشكل را در وهلهء نخست با مدارا و نرمى و زيركى حل كند و در مواقع لازم نيز شكيبايى بورزد . ولى پس از مرگ معاويه ، وليد در اداره امور با مشكلى اساسى و بزرگ روبه رو گرديد ؛ و آن اين بود كه فرمان‌ها و راه‌حل‌هايى كه براى مشكلات از سوى يزيد ارائه مىشد ، به خلاف شيوه‌هاى موفقيت‌آميز مديريتى و حكومتى و با شتاب ، استبداد و سختگيرى همراه بود ؛ و اين امر وليد را در اجراى فرامين سختگيرانه‌اى كه براى او صادر مىشد ، به ويژه در دشوارترين موضوع‌ها يعنى بيعت گرفتن از امام حسين عليه السلام در تنگناى بسيار شديد قرار داد . از ظاهر متون تاريخى چنين برمىآيد كه وليد ، مشكل را با روشى كه خود مىخواست و با گونه‌اى مدارا و مهربانى و هوشمندى حل كرد - نه آن طور كه يزيد مىخواست - و بر امام عليه السلام سخت نگرفت . همانطور كه نقشه كشيد و در راستاى طرح دور نگهداشتن مردم از امام عليه السلام ، تا هنگام خروج آن حضرت از مدينه خبر مرگ معاويه را پوشيده نگه داشت . زيرا كه تاريخ‌هاى معتبر همان‌طور كه پيش از اين گفتيم ، گزارشى دربارهء تشكيل يك اجتماع همگانى در مدينه براى بيعت نقل نكرده است . اين راهى بود كه وليد به خلاف فرمان‌هاى تند و سختگيرانه يزيد پيمود . همين امر كينه يزيد را برانگيخت و پس از بيرون رفتن امام عليه السلام از مدينه ، بلافاصله او را عزل كرد و عمرو بن سعيد اشدق را به واليگرى شهر گماشت . در اين‌جا ناچاريم تا يك نكته مهم تاريخى را ثبت كنيم و آن اين است كه : رفتار توأم با نرمى و مداراى وليد با امام حسين عليه السلام و پرهيز او از ايجاد تنگنا و سختگيرى با آن حضرت ، از عواملى بود كه امام عليه السلام را كمك كرد تا با كاروانى از خانواده

--> ( 1 ) - ارشاد ، ص 221 .