مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

304

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

كه امام از خانه خارج شد و به سرعت نزد آنان رفت و به آنان فرمان داد كه به خانه‌هايشان باز گردند ؛ و خود نيز به خانه‌اش باز گشت . « 1 » آن‌گاه مروان بن حكم به وليد بن عتبه گفت : با من مخالفت ورزيدى ، تا آن كه حسين از دستت رفت . آگاه باش ، به خدا سوگند هرگز چنين فرصتى به دست نخواهى آورد ؛ و به خدا سوگند كه آنان بر تو و بر اميرالمؤمنين خروج خواهند كرد . اين را دانسته باش . « 2 » وليد بن عتبه گفت : واى بر تو ! كشتن حسين را به من پيشنهاد مىكنى ، در حالى كه با كشتن او دين و دنيايم را از دست مىدهم . به خدا سوگند دوست ندارم كه همه دنيا را به چنگ آورم و قاتل حسين بن على ، پسر زهرا ، بوده باشم . به خدا سوگند گمان نمىكنم كسى خداى را با كشتن حسين ديدار كند ، جز اين كه كفه ميزان او در روز قيامت سبك است ؛ و خداوند به او نمىنگرد و او را پاكيزه نمىسازد و براى او عذابى دردناك است . . . . آن‌گاه مروان لب فرو بست . « 3 » درنگ و نگرش تأملى در گفت و گوى مشورتى ميان وليد بن عتبه و مروان بن حكم ، پيش از ديدار با امام عليه السلام و در رويدادهاى ديدار امام با والى مدينه ، وليد ، در حضور شيطان سركش ، مروان حكم ، به نگرش‌هاى چندى مىانجامد كه مهم ترينش اين‌هاست : 1 - نقشه نظامى براى حفاظت جان امام عليه السلام امام عليه السلام هنگامى كه عازم ديدار با وليد بن عتبه گشت ، احتياط كرد و گروهى كافى از

--> ( 1 ) - در تاريخ الطبرى ( ج 4 ، ص 252 ) آمده است : سپس بيرون آمد و بر يارانش گذشت و آنان همراهش رفتند تا به منزلش رسيد . ( 2 ) - در ارشاد ( ص 221 - 222 ) آمده است : مروان گفت : به خدا سوگند اگر اين ساعت حسين از نزد تو بيرون رود و بيعت نكند چنين فرصتى هرگز به تو دست نخواهد داد تا آن كه كشتار ميان شما و او بسيار شود مرد را حبس كن و نبايد از نزد تو بيرون رود تا آن كه بيعت كند يا گردنش را بزنى . حسين در اين هنگام از جا برخاست و گفت : اى پسر كبودچشم ، تو مرا مىكشى يا او ! ؟ به خدا سوگند دروغ گفتى و مرتكب گناه شدى . . . ( 3 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 13 - 14 .