مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
290
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
داشت . به طورى كه بر سگها زيور طلا مىآويخت و بر آنها پارچههاى زربفت مىپوشانيد ؛ و به هر سگى يك غلام مىبخشيد كه او را خدمت كند ؛ و دولت را با سياستى مبتنى بر شهوتهاى نفسانى اداره مىكرد . دوران زمامداريش سه سال و شش ماه بود . در سال نخست حسين بن على عليه السلام را كشت . در سال دوم به مدينه حمله كرد و مدت سه روز آن را مباح شمرد ؛ و ششصد تن از مهاجران و انصار در اين حمله كشته شدند و پس از آن از بدريّون كسى باقى نماند و ده هزار تن از موالى ، اعراب و تابعان كشته شدند و دامان هزار دوشيزه آلوده شد . « 1 » خبر در مدينه كيفيت رسيدن خبر مرگ معاويه به مدينه با ديگر شهرهاى اسلامى تفاوت داشت . اين خبر با نقشه خاصى كه يزيد در شام طراحى كرده بود به آن شهر رسيد . زيرا - طبق آنچه در بيشتر تاريخها آمده است « 2 » - از والى خود در مدينه ، يعنى وليد بن عتبة بن ابىسفيان ، خواست كه پيش از رسيدن خبر مرگ معاويه به مردم مدينه ، نخست از حسين بن على عليه السلام و پس از آن از عبدالله بن زبير بيعت بگيرد . اين مطلب از نامهء كوچكى به اندازه گوش موش - كه يزيد همراه سوگنامهاى بلند بالا براى كارگزار خويش ، وليد بن عتبه ، فرستاد استفاده مىشود . متن اين نامه كوچك به روايت يعقوبى چنين بود : چون اين نامهام را برايت آوردند ، حسين بن على و عبدالله بن زبير را احضار كن و از آن دو برايم بيعت بگير . چنانچه خوددارى كردند گردنشان را بزن و سرهاشان را برايم بفرست و از مردم بيعت بگير و هر كس خوددارى ورزيد حكم را درباره او و حسين بن على و عبدالله بن زبير اجرا كن . والسلام . « 3 » اين موضوع همچنين از گفتار مروان حكم ، در هنگام مشورت والى مدينه با وى
--> ( 1 ) - الامام الحسين ، علايلى ، ص 345 - 346 . ( 2 ) - برخى از مورخان درباره نام حاكم مدينه نظر ديگرى دارند ، مثل ابن قتيبه دينورى كه نام حاكم مدينه را خالد بن حكم نقلكرده است . ( 3 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 241 .