مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

252

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

شكاف‌ها آگاه است . تلاشى كه چشم را بيدار و عمل را ستوده مىگرداند . هدفم از رسيدن يزيد به ولايت نيز همين است . شما دو تن ، از فضيلت خويشاوندى و علم و دانش و كمال جوانمردى بهره‌منديد . من با مناظره و گفت و گوهايى كه با يزيد داشتم همان چيزى كه در شما و ديگران وجود دارد در او نيز يافتم . او همچنين به سنّت و قراءت قرآن آگاه است و با بردبارى در دشوارىهاى بزرگ نيز فايق مىآيد . شما دو تن مىدانيد كه رسول خدا كه از عصمت رسالت برخوردار است ، در روز جنگ ذات السلاسل بر صديق و فارق و بزرگان صحابه و مهاجران نخستين پايين‌تر از آن‌ها كسى را فرماندهى داد كه نه با آنان خويشاوند بود و نه در قرابت و نه در سنتى ذكر شده با آنان برابرى مىكرد . آن مرد با فرمانش آنان را رهبرى كرد و نمازشان را به جماعت گزارد و غنايم‌شان را نگه داشت و هر چه گفت ، كس در برابر سخن او چيزى نگفت ؛ و در رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم اسوه‌اى است نيكو . اى فرزندان عبدالمطلب دست بداريد كه ما و شما از يك ريشه‌ايم . من پيوسته از اجتماع شما دو تن اميد انصاف داشتم و آنچه بر زبان مردم جارى است فضيلت شماست بنابر اين پاسخ خويشاوند خود را چنان پسنديده بگوييد كه ستايش را در پى داشته باشد و از خداوند براى خودم و شما طلب بخشايش مىكنم . گويد : ابن عباس آماده سخن گفتن شد و دستش را براى گفت و گو بلند كرد . امام حسين عليه السلام به او اشاره كرد و فرمود : مهلت بده ، مقصودش من هستم و بهرهء من از اين تهمت بيش‌تر است ! ابن عباس چيزى نگفت و امام حسين عليه السلام برخاست و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود : اى معاويه ، گويندگان هر چه در اوصاف پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم سخن بگويند ، اندكى از بيش را نگفته‌اند . من اين صفات اجمالى و پرهيز از تلاش براى بيعت را كه بر اندام خلفاى پس از رسول خدا پوشاندى دريافته‌ام . اى معاويه ، هيهات ، هيهات ، روشنى صبح سياهى شب را آشكار ساخت و پرتو خورشيد ، كور سوى چراغ را خيره كرد . تو به حد افراط در فضيلت خويش سخن گفتى و آنقدر خود را ستودى كه اجحاف كردى و گفتن از حق تا سر حد بخل پيش رفتى ، آن