مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
243
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
نقل شده است كه آن حضرت فرمود : به خدا سوگند ، بدبختى ، تهيدستى و قتل به سوى كسى كه ما را دوست بدارد ، از دويدن اسبان تيزرو بهسوى آبخور و سرازير شدن و سيل به سوى آبگير سريعتر است . « 1 » حبابه والبى گويد : از حسين بن على عليه السلام شنيدم كه فرمود : ما و شيعيان ما بر فطرتى هستيم كه خدا محمد صلى الله عليه و آله و سلم را بر آن برانگيخت و ديگر مردم از آن بى بهرهاند . « 2 » آن حضرت شيعيان اهل معرفت و دانش را تشويق مىفرمود تا از برادران خويش كه از دانش بىبهرهاند و از خويشاوندانشان بريدهاند سرپرستى كنند و آنان را ارشاد و هدايت نمايند و از تاريكى نادانى برهانند ، چرا كه اينان يتيمان آل محمد صلى الله عليه و آله و سلم هستند . در اين باره از ايشان سخنان شريفى نقل شده كه از آن جمله است : « فضيلت سرپرستى كننده يتيم آل محمد - بريده از موالى و اسير جهل - كه او را از نادانى برهاند و آنچه را بر او مشتبه شده است برايش روشن كند ، نسبت به سرپرستى كننده از يتيمى كه نان و آبش مىدهد . مانند برترى خورشيد است بر ستاره سُها . « 3 » و اين سخن كه « هر كس يتيمى از ما را كه به دليل عدم دسترسى از ما بريده سرپرستى كند و به وسيله دانشى كه از ما به او رسيده كمكش كند تا راهنمايى و هدايت گردد ، خداوند عزوجل فرمايد : اى بنده بزرگوارى كه برادرت را يارى دادى بزرگوارى من بيش از توست ، اى فرشتگان من به شمار هر حرفى كه به او آموخته است هزار هزار قصر در بهشت به او بدهيد و از ديگر نعمتها نيز آنچه مناسب است بر آن بيفزاييد . « 4 » دلسوزى آن حضرت - صلوات الله عليه - نسبت به شيعيان از دلسوزى مادر به فرزندش بيشتر بود . در اين باره اخبار بسيارى نقل شده است كه نمونههايى از آن را در اينجا نقل مىكنيم : از صالح بن ميثم نقل شده است كه گفت : من و عبايه اسدى بر حبّابه والبى وارد شديم . عبايه به حبّابه گفت : اين برادرزادهات ، ميثم ، است . گفت : به خدا سوگند ، به حق
--> ( 1 ) - بحار الانوار ، ج 67 ، ص 246 ، حديث 85 . ( 2 ) - اختيار معرفة الرجال ، ج 1 ، ص 331 - 332 ، حديث 182 . ( 3 ) - الاحتجاج ، ج 1 ، ص 7 - 8 . ( 4 ) - همان .