مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
221
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
فرمود : شما را به خدا سوگند ، آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم او را براى بيزارى از مشركان فرستاد و فرمود : پيام مرا جز خودم و يا مردى از خودم نمىرساند ؟ گفتند : پروردگارا ، آرى . فرمود : آيا مىدانيد كه هيچ سختىاى براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش نيامد ، مگر آن كه به خاطر اعتماد به على او را پيش فرستاد ؛ و هرگز او را به نام نخواند و تنها مىگفت : « اى برادرم » ، يا « برادرم را صدا بزنيد » گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ميان او و جعفر و زيد داورى كرد و سپس فرمود : يا على ، تو از منى و من از توام و تو پس از من ولى همه مؤمنانى ؟ گفتند : پروردگارا ، آرى . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هر روز با او خلوت مىگزيد و هر شب نزدش مىرفت ، هرگاه كه مىخواست به او عطا مىفرمود و هرگاه كه خموش بود با وى سخن آغاز مىكرد ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول صلى الله عليه و آله و سلم او را بر جعفر و حمزه برترى داد ، آن هنگامى كه به فاطمه عليها السلام فرمود : تو را به همسرى بهترين فرد خاندانم درآوردم ، اسلامش بر همه پيشى دارد ، بردبارتر و عالمتر است ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : من سرور فرزندان آدمم و برادرم ، على ، سرور عرب است ؛ و فاطمه سرور زنان بهشتى است و حسن و حسين ، دو پسرم ، سرور جوانان اهل بهشتند ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دستور غسلش را به او داد و به او خبر داد كه جبرئيل به وى كمك مىكند ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . فرمود : آيا مىدانيد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در پايان يكى از خطبه هايى كه خواند فرمود : من دو چيز گرانمايه را ميان شما مىگذارم ، كتاب خدا و خاندانم . پس به آن دو چنگ بزنيد كه هرگز گمراه نشويد ؟ گفتند : آرى به خدا قسم . به همين ترتيب هيچ چيزى از قرآن را كه خداوند دربارهء على بن ابىطالب به ويژه و درباره اهل بيت او نازل گشته بود ؛ و نيز آنچه را بر زبان رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جارى شده