مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

202

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

امام حسن عليه السلام باشد ؛ و مردم آزاد و در امان باشند . . . اين تنها راهى بود كه امام حسن عليه السلام ، به عنوان صاحب رسالتى كه در اين شرايط بد گرفتار شده بود مىتوانست آن را بپيمايد . « 1 » ولى آيا پس از آن امّت اسلامى - به ويژه در عراق - بر اين وضعيت پايدار ماندند ؟ يا اينكه به سوى بهتر شدن تغيير جهت دادند ؟ آيا امام حسن عليه السلام توانست در حيات خود به آنان اعتماد كند ؟ آيا پس از ايشان امام حسين عليه السلام توانست آنان را براى جنگى بزرگ تا پيروزى نهايى بر معاويه بسيج كند ؟ همان مردمى كه به دليل طولانى شدن جنگ سختىهاى زيادى از آن ديده و به دنيا و سلامت و آرامش گرايش پيدا كرده بودند و پيرو خواسته‌هاى سران قبايل شده بودند ، بزرگى خطايى را كه با سستى نشان دادن در برابر تحمل پيامدهاى جنگ و رها ساختن امام عليه السلام مرتكب شده بودند دريافتند . اين هنگامى بود كه ماهيت حكومت معاويه را شناختند و طعم واقعيت آن را چشيدند . واقعيتى كه سرتاسر فشار و ترس ؛ گرسنگى و محروميت ؛ آوارگى مدام و سلب هرگونه آزادى ؛ و تمسخر شريعت و سبك شمردن ارزش‌ها بود . براى افزايش عطاياى شاميان از عطاياى آن‌ها كاسته شد و به وسيله معاويه به جنگ با خوارج وادار شدند . كارى كه به آنان فرصت نداد تا از صلحى كه مشتاق آن بودند و آرامشى كه آرزويش را داشتند بهره‌مند گردند . در نتيجه به خاطر كوتاهى نسبت به اهل بيت پشيمان گشتند ؛ « مردم عراق زندگىشان در دوران على را يادآور مىشدند و بر آن اندوه مىخوردند و به خاطر كوتاهى نسبت به امام خويش افسوس مىخوردند و از صلح ميان خود و شاميان اظهار پشيمانى مىكردند ؛ و هرگاه به يكديگر مىرسيدند خود را به خاطر گذشته سرزنش و دربارهء اين كه در آينده چه مىتوان كرد تبادل نظر مىكردند ؛ و هنوز چند سالى نگذشته بود كه گروه گروه براى ديدار با امام حسن و گفت و شنود با آن حضرت به مدينه مىرفتند . . . » . « 2 » درست است كه بسيارى از مردم به ويژه اهل عراق ، در نتيجه ظلم و ستم معاويه و دورى وى از اسلام ، كينهء بنى اميه و دوستى اهل بيت را دين خود مىدانستند ، اما اين

--> ( 1 ) - ثورة الحسين عليه السلام ظروفها الاجتماعيه وآثارها الانسانيه ، ص 138 - 143 . ( 2 ) - الفتنة الكبرى ، ج 2 ، ص 188 .