مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
197
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
روزگار من پيش آمد كه قدر تو را مىشناسم و از اين كار در مىگذرم . اما به خدا سوگند بيم آن دارم ، گرفتار كسى شوى كه به اندازه كف دهان شتر هم برايت ارزش قايل نباشد . « 1 » روشن است كه معاويه در اين نامه ، همزمان با اظهار تسامح و گذشت نسبت به امام عليه السلام وى را به كسى كه پس از او مىآيد ، يعنى يزيد تهديد مىكند . او همچنين در پى گزارشهايى كه جاسوسهايش دربارهء جنبش امّت و امام عليه السلام برايش مىفرستادند به آن حضرت چنين نوشت : اما بعد ، چيزهايى به من رسيده است كه تو را از آن پرهيز مىدهم ، ( اگر درست باشد ) به تو اجازه پرداختن به آن كارها را نمىدهم . به جان خودم سوگند هر كس با خداوند دست عهد و پيمان داده باشد سزاوار است كه بدان وفا كند ؛ ( و اگر دروغ باشد ) با اين كار ، تو سعادتمندترين مردمى و به نفع خود اقدام و به پيمان خداوند وفا مىكنى . مرا به قطع ارتباط و بدى نسبت به خود وادار مساز ، چرا كه هرگاه تو را نپذيرم تو نيز مرا نمىپذيرى و هرگاه كه مرا به دردسر بيندازى ، من نيز تو را به دردسر مىاندازم و شنيدهام كه گروهى از كوفيان تو را به تفرقه فراخواندهاند ( از ايجاد تفرقه ميان اين امّت و از اين كه فتنه را به دست تو باز گردانند بپرهيز ) . تو اهل عراق را آزمودهاى اينان پدر و برادرت را تباه كردند ( تو مردم را آزموده و امتحان كردهاى و پدرت از تو برتر بود . همان هايى كه به تو پناه مىآورند دربارهء پدرت همرأى بودند و من گمان نمىكنم آن چيزى كه مايه تباهى پدرت گرديد به سود تو باشد ) . از خدا بترس و پيمان را به ياد آر ( و به خودت و دينت بينديش « و نبايد آنهايى كه ايمان ندارند تو را خوار گردانند » ) . « 2 » امام عليه السلام در پاسخ اين نامه معاويه چنان پاسخى نوشت كه چونان صاعقه بر سرش فرود آمد و او را به اندازهاى سراسيمه و متأثر ساخت كه از قوّت جواب امام به اطرافيانش شكايت مىكرد . كامل اين پاسخ در كتابهاى تاريخى آمده است و ما در جاى مناسب اين كتاب آن را خواهيم آورد .
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 18 ، ص 327 . ( 2 ) - الحسين عليه السلام سماته و سيرته ، ص 115 - 116 ، نويسنده كتاب مىگويد : آنچه را كه ابن عساكر نقل كرده است در بيرون دو كمانك و گفتههاى بلاذرى را در داخل آن آوردهايم ؛ و من معتقدم كه اصل نامه يكى است و اختصار از راويان است .