مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

184

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

بوديم كنار نهاديم و به باطلى كه آن را نكوهش مىكرديم وارد شديم ، تن به پستى داديم و به فرومايگى خشنود شديم ، مردم چيزى را مىخواستند و ما چيزى را ، آنان با به دست آوردن آنچه مىخواستند شادمان بازگشتند و ما با آنچه خوش نمىداشتيم اندوهناك بازگشتيم ، امام در پاسخ وى فرمود : اى حجر . همهء مردم آنچه را كه تو دوست مىدارى ، دوست نمىدارند ، من مردم را آزمودم . اگر آنان نيز نيت و بصيرتى چون تو مىداشتند من نيز پيش مىرفتم . راه‌هاى موجود فراروى امام حسن عليه السلام موضع امام حسن عليه السلام در برابر اين آزمايش سخت ، همان موضع امام معصومى كه در رفتار و كردارش اشتباه راه نمىيابد بود . اين چيزى است كه اعتقاد حق ما نسبت به امامت مولاى ما امام حسن مجتبى به ما حكم مىكند . اما در مقام تحليل و بررسى گزينش هايى كه بر سر راه امام عليه السلام وجود داشت ، از نظر تاريخى اين گزينش‌ها را مىتوان به صورت زير برشمرد : 1 - باقيماندن بر حالت موجود ، يعنى حالت نه جنگ و نه صلح . امام عليه السلام مىدانست كه دوام اين وضعيت در آن شرايط ممكن نيست . زيرا سستى و بىوفايى مردم كوفه نسبت به ايشان رو به فزونى نهاده خيانت اطرافيانش بسيار گشته بود . معاويه نيز حالت متاركه را نمىپذيرفت ، زيرا اصرار داشت كه همه سرزمين‌هاى اسلامى را ، با زور يا با رضايت ، زير فرمان خويش درآورد . بنابر اين ناگزير بايد يا حالت جنگ مىبود و يا حالت صلح . 2 - حالت جنگ و احتمال‌هاى آن - با وجود حالت روحى و روانى سپاهى كه از توده‌هايى با عقايد گوناگون ولى بىهمّت تشكيل شده بود ، امكان هيچ‌گونه پيروزى سرنوشت‌ساز و قطعىاى براى امام حسن عليه السلام وجود نداشت . همچنين با توجّه به اين كه توازن قوا به ميزان چشم‌گيرى به نفع معاويه دگرگون شده بود ، احتمال اين كه جنگ با وى ، پايانى همانند پايان متزلزل صفين هم داشته باشد ، بسيار ضعيف بود .