مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

156

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

حاصل از سقيفه - كه به جريان نفاق امكان داد تا بر گرده مسلمانان سوار شود - بر پا گرديد . در نتيجه اين وحدت وجودى ميان حقيقت اسلام و حسين بود كه عاشورا در زمان و مكان امتداد يافت و « هر روز عاشورا » گشت و كربلا در همهء مكان‌ها گسترش يافت و « هر زمينى كربلا » گرديد . بنابر شواهد فراوان تاريخى ، پس از عاشورا ، همهء نهضت‌هاى حقه اسلامى ، قيام حسين عليه السلام را چراغ راه خويش يافتند و خود را ادامه اين انقلاب مقدس مىدانستند . همانطور كه همهء قيام‌هاى دعوت كننده به اسلام سفيانى نيز خود را دشمن حسين عليه السلام و اسلام ناب محمدى مىديدند . در چارچوب اين وحدت وجودى ميان اسلام ناب محمدى و حسين عليه السلام است كه يكى از رازهاى بزرگ تأكيد امامان اهل بيت بر عاشورا و تثبيت پايه‌ها و گسترش افق‌هاى آن در هر فرصتى كه در شرايط خفقان‌زاى آن روز پيش آمد ، براى ما روشن مىشود . به‌اين ترتيب كه از راه تأكيد پى در پى بر « عزاى حسين عليه السلام » و « زيارت قبر حسين عليه السلام » ، امّت اسلامى را با حسين عليه السلام آشنا مىساختند و علايق‌شان را با آن حضرت محكم مىكردند . عنايت فراوان امامان به عزاى حسينى و تأكيدهاى پياپىشان بر زيارت قبر مقدس آن حضرت را نبايد تنها به داشتن پاداش بزرگ به عنوان يك عمل صرفاً تعبدى - گرچه لحن بيش‌تر روايت‌هاى مربوط به اين موضوع فقط به اين پاداش محدود مىشود - بلكه از ديدگاه آثار ديگرى كه بر عزادارى و زيارت حسين عليه السلام مترتب است بايد تفسير كرد . « 1 » از مهم‌ترين اين تأثيرها اثر تربيتى نهفته در شعاير حسينى به ويژه عزادارى و زيارت است . زيرا ساختن انسان‌هاى حسينى ، آزاده ، سرفراز ، آگاه و استوار كه به فضايل امام عليه السلام

--> ( 1 ) - برخى مىپندارند كه اين گفتار ما تحميل چيزى بر روايات است كه در آن‌ها نيست ، در پاسخ بايد گفت : عزا و زيارت - بجز پاداش اخروى - در زندگى فردى يا در زندگى اجتماعى تأثيرهاى ديگرى نيز دارد كه از آن‌ها ناشى مىگردند و از نوع اثر طبيعى فعل محسوب مىشوند . اين چيزى است كه با عقل انسان‌هاى عادى هم قابل درك و ترديدناپذير است ، تا چه رسد به امام معصوم عليه السلام ! بنابر اين مفهوم سخن گفتن امامان تنها از پاداش‌هاى اخروى مترتب بر عزا ، زيارت و ديگر شعاير حسينى بدون ذكر ديگر تأثيرها ، اين است كه آن بزرگواران به سبب وجود شرايط خفقان‌آور آن روز از ذكر آن چشم پوشيده‌اند .