مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

150

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

موضع‌گيرى امام حسين عليه السلام كار امويان را دشوارتر كرد ؛ زيرا آن حضرت نه بر جنگ پاى فشرد و نه آن را آغاز كرد ؛ و به آنان فرصت داد بلكه از كشتن او و خاندان و يارانش بپرهيزند . اما سپاه بنىاميه پاى فشردند و جز به كشتن‌شان رضايت ندادند ؛ و اين موجب افزايش رسوايى آنان در ميان مسلمانان گشت . حماقت سپاه اموى در كربلا در روز عاشورا ، آنان را كور ساخته بود ؛ و غافل بودند كه با كشتن حسين عليه السلام ، در واقع شخص پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را مىكشند . از كسانى كه اين حقيقت را دريافت حرّ بن يزيد رياحى بود . دل وى از اين فاجعه چنان به درد آمد كه در روز عاشورا بهشت را بر دوزخ برگزيد و به صف امام عليه السلام پيوست و در ركاب او به شهادت رسيد . سپاه اموى با پاى فشردن بر قتل حسين عليه السلام ، عليه اصل اسلام شوريد . امام عليه السلام نيز در احتجاج‌هاى روز عاشوراى خود عليه آنان به منظور رسواسازى و آشكار ساختن دشمنىشان نسبت به اسلام اصرارشان بر كشتن وى و خوددارى از پذيرش پيشنهادش را بسيار دست كم گرفت و بى اهميت تلقى كرد ؛ و براى همه آن جمعيّت انبوه حاضر در سرزمين كربلا و شاهدان آن رويداد ، حقيقت نفاق اموى را آشكار ساخت . از آن پس نيز اخبار دردناك رويدادهاى عاشورا ميان آحاد امّت پيچيد ؛ تا بدين ترتيب يكى از افق‌هاى مهم پيروزى حسينى يعنى جدايى امويت از اسلام تحقق يابد . اگر واقعه كربلا نمىبود ، حكومت امويان با عنوانى دينى استمرار مىيافت و با گذشت روزها و سال‌ها ، در اذهان مردم چنين رسوخ مىكرد كه اسلام چيزى جز آنچه بنى اميه مىگويند و عمل مىكنند نيست . اگر واقعه عاشورا نبود ، امكان جداسازى ميان امويت و اسلام نيز وجود نداشت . اين سخن به اين مفهوم بود كه اگر روزى امويت زوال پذيرفت زوال اسلام نيز حتمى است ! در نتيجه همهء قيام‌ها و انقلاب‌هايى كه عليه ستم امويان برپا شد ، عليه اسلام تلقى مىگرديد . اما پيروزى حسينى در عاشورا موجب شد كه همه قيام‌ها و انقلاب‌هاى پس از عاشورا به نام اسلام و زيان اموىها تلقى شود . « 1 »

--> ( 1 ) - در اين‌جا نبايد يادآورى اين نكته را از ياد برد كه خوارج نيز انقلاب‌ها و شورش‌هايى عليه امويان داشته‌اند ( بلكه از شهادت امام على عليه السلام تا عاشورا تنها گروهى بودند كه قيام كردند ) . ولى اينان موفق به شكستن چارچوب دينى حكومت امويان نگشتند . زيرا امّت اسلامى به انحراف فكرى اينان از اسلام و خشونت و درشتى و سنگدلى و تهى مغزى و تمايلشان به خونريزى و عدم پرهيز از كشتن هر انسانى مرد يا زن ، پير يا خردسال آگاه بودند . اين امر موجب شد كه امّت نه تنها آنان را نپذيرند بلكه در برابرشان بايستند .