مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
145
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
در اين پاسخ اقرار به خردمندانه بودن و درستى اين نظر نهفته است . اما امام عليه السلام با وجود اعتراف به درستى اين گونه نصايح و پيشنهادها ، به هر كدام از اين مردان ، به روشى متناسب با شخصيت آنان ، تأكيد مىورزيد كه از پذيرش اين پيشنهادها و نصايح معذور است ! زيرا گرچه منطق اينان با موازين ظاهرى درست بود ، اما از حد انديشه سلامت خواهى و سودجويى شخصى و كسب پيروزى ظاهرى فراتر نمىرفت ، هر چند كه همهء اينها جزئى و احتمالى بود ! در شرايطى كه اسلام ، در حال گذر از نقطه عطف سخت و سرنوشتساز « ماندن يا نماندن » بود ، امام عليه السلام اين وضعيت دشوار را در سخن خويش به مروان حكم خلاصه كرده مىفرمايند : « آن گاه كه اسلام به حكمرانى چون يزيد مبتلا گردد ديگر فاتحهء اسلام را بايد خواند . » « 1 » اسلام در آن هنگام حكم بيمار بيهوشى را داشت كه تنها راه درمانش داغ كردن بود ، و ضرب المثلى قديمى است كه « آخرين درمان داغ است » ، زيرا درمان را قطعى مىكند . وضعيت اسلام در آن هنگام ، به گونهاى نبود كه منطق سياست و معامله و زيركى سياسى و رعايت منافع شخصى و سلامتخواهى و محاسبههاى منفعت طلبانه و سودجويانه و طرح نقشهاى اساسى براى دست يافتن به حكومت براى درمانش سودمند باشد ! وضعيت اسلام در آن هنگام جز با منطق شهيدى پيروزمند كه از قلب مدينه برآيد و به جهاد بپردازد و شوق ديدار پروردگار او را به سوى قتلگاه انتخابىاش براند درمانپذير نبود « من چنان دلداده و مشتاق ديدار پيشينيان خويش هستم كه يعقوب به يوسف بود . » « 2 » آن هم با كاروانى از عاشقان « و قتلگاههاى عاشقان شهيد » « 3 » كه خردورزى و نصيحت خردمندان ظاهربين و سرزنش محجوب از محبوب ، آنان را از هدف باز نمىداشت ! تا آن كه چون گفته شد : اينجا كربلاست ! شهيد پيروز آهى از دل بركشيد ! پس اينجا ! قتلگاه برگزيده و آوردگاه پيروزى است !
--> ( 1 ) - الفتوح ، ج 5 ، ص 17 . ( 2 ) - اللهوف ، ص 26 . ( 3 ) - بحار الانوار ، ج 41 ، ص 295 ، باب 114 ، حديث 18 ، به نقل از الخرائج والجرائح ( مخطوط ) .