مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )

139

مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )

مكانى و روحى و اجتماعى را ، كه به اثبات مظلوميت وى و رسوايى دشمنانش و نشر هدف‌هاى وى كمك مىكرد ، برگزيند ؛ و تا آن‌جا كه در توان دارد در راستاى تحقق اين هدف تلاش كند . امام از همان نخست ، مىدانست كه كوفيان به بيعتشان با آن حضرت وفا نمىكنند و او را به زودى خواهند كشت : [ اين گفته امام است كه ] « اين نامه هايى است كه كوفيان به من نوشته‌اند و آنان را جز قاتلان خويش نمىبينم » ؛ « 1 » بنابر اين حضرت - بر اساس منطق شهيد پيروز - قصد رفتن به عراق را داشت و بر رفتن به آن‌جا پاى مىفشرد ، زيرا براى « قتلگاه برگزيده » ، عراق بهترين سرزمين بود ؛ كه استعداد متأثر شدن و دگرگون از رويداد عظيم عاشورا را در خود نهفته داشت . شمار شيعيان در عراق آن روز از همه سرزمين‌هاى اسلامى بيش‌تر بود ؛ و اين سرزمين - مانند شام - از نظر تبليغى و روحى هنوز تسخير امويان نشده بود ؛ بلكه شايد عكس آن درست باشد . وقايعى كه پس از عاشورا رخ داد نيز اين مبنا را تأييد كرد و درستى آن را به اثبات رساند . شايد راز نهفته در سخن آن حضرت هنگامى كه ابن عباس يا ابن عياش از وى پرسيد : اى پسر فاطمه آهنگ كجا دارى فرمود : « عراق و شيعيانم » « 2 » ؛ و نيز سرّ سخن آن حضرت خطاب به محمد حنفيه كه فرمود : « از عراق گريزى نيست » « 3 » همين بود . با اين نگرش ، سبب خوددارى امام از پذيرش پيشنهادهايى كه در مدينه كسانى چون محمد حنفيه و ام‌سلمه و ديگران مبنى بر نرفتن به عراق و رفتن به يمن يا شكاف‌هاى امن كوه‌ها به وى دادند ، روشن مىشود . در همين راستا ، خوددارى امام از پيشنهاد طرماح مبنى بر پناهنده شدن به كوه بلند « أجأ » ، پس از برخورد با سپاه حر بن يزيد رياحى ، نيز قابل تفسير است .

--> ( 1 ) - تاريخ ابن عساكر ، ( زندگينامه امام حسين عليه السلام ) ، محمودى ، ص 211 ، حديث شماره 266 . ( 2 ) - همان ، ص 201 ، حديث شماره 255 . ( 3 ) - معالى السبطين ، ص 229 - 230 .