مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
133
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
از آنچه گذشت يك حقيقت براى ما روشن مىشود و آن اين است كه مطالعه عميق نصوص وارده از سوى امام حسين عليه السلام در اين دوره منوط به توجّه دقيق به نكات سه گانهاى است كه پيشتر گفتيم ؛ و ناگزير بايد به نتيجه زير منتهى شود امام حسين عليه السلام با همهء قضايايى كه در مسير نهضت مقدس ايشان پيش آمد با كمال ژرفانديشى و با منطق « شهيد پيروز » برخورد مىكرد ؛ اشخاص را با منطق شهادت مورد خطاب قرار مىداد كه خود عين پيروزى است ؛ هر چند كه در همان هنگام با برخى از قضايا بر اساس ظواهر آن تعامل كردند و ميان اين دو منطق هيچ منافاتى نيست ، بلكه در طول يكديگر قرار دارند . براى مثال ، اين درست است كه امام نمىخواست در مدينه و به ويژه در مكّه به گونهاى كه انقلابش در نطفه خفه و حرمت خانهء خداوند نيز هتك گردد كشته شود ؛ و از اين رو به محمد حنفيه مىفرمايد : « برادرم ، بيم آن دارم كه يزيد بن معاويه مرا در حرم بكشد و من كسى باشم كه حرمت اين خانه به وسيله او شكسته شود . » « 1 » زيرا در اين صورت ، امويان در همهء اين موارد نسبت به آنچه بر سر امام عليه السلام مىآمد بى گناه تلقى مىشدند خواه در مدينه ، يا مكّه و يا در راه ؛ و به اين وسيله موفق مىشدند تا ظاهر دينى حكومتشان را حفظ كنند . يا آن كه مصيبت بزرگترى درست مىشد و خود امويان در مقام خونخواهى امام بر مىآمدند و كسى را كه خود به وى فرمان كشتن داده بودند مىكشتند و با اين ادعا كه صاحب خونِ امام هستند و قصد گرفتن انتقام وى را دارند مردم را مىفريفتند . در نتيجه مردم فريبشان را بيشتر مىخوردند و دوستىشان نسبت به آنها زيادتر مىگشت و تظاهرشان به تدين و التزام به احكام اسلامى را تأييد مىكردند ؛ كه در اين صورت مصيبت وارده بر اسلام و امّت اسلامى دردناكتر و تلختر مىگشت ! اين مطلب اساساً درست است كه امام عليه السلام از همان آغاز با آگاهى كامل نسبت به انتخاب و سرزمين برگزيدهاى كه رويدادهاى واقع شده در پهنه آن به پيروزى مطلوب مىرسد حركت كرد . آن حضرت در اين زمينه فرموده است : « قتلگاهى برايم اختيار شده
--> ( 1 ) - اللهوف ، ص 27 .