مجموعة مؤلفين ( مترجم : عبد الحسين بينش )
124
مع الركب الحسيني ( با كاروان حسينى ) ( فارسي )
چنانچه هر يك از انبيا و اولياى الهى پيش از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از اين ويژگى برخوردار مىبودند داستانش در تاريخ قرآنى جايگاهى ممتاز مىداشت ؛ و نام او در اين تاريخ الهى مورد توجّه و عنايت فراوان قرار مىگرفت ؛ همانطور كه ، براى مثال ، ابراهيم ، موسى و يوسف عليهم السلام از چنين توجهى بهرهمند شدهاند و نيز تاريخ قرآنى كه به فرازها و نقاط عطف و صحنههاى درسآموز و داراى پندهاى تربيتى اهتمامدارد و حتى صحنهء تاريخى مربوط به مورچه را بهدليل درسآموزى و عبرتآميزى ثبت مىكند ، از ياد « شهيد پيروز » با توجّه به درسهاى تربيتى و تاريخى عظيمى كه در آن نهفته است نبايد چشم بپوشد . در دوران زندگى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ، پيروزىها و فتوحات فراوانى بود . . . ولى حتى شهيدان بدر هم پيروز نبودند . زيرا كه در اين جنگ مسلمانان بر دشمنان چيره شدند ، ولى پيروز نگشتند ؛ و قرآن كريم نيز از آن به پيروزى ياد نكرده است . تحولات سرنوشت سازى كه پس از بدر به نفع اسلام روى داد نيز نه به خاطر شهادت نيكان در اين جنگ ، بلكه به خاطر وجود نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و شمشير على عليه السلام و ديگر شمشيرهايى بود كه در جنگهاى مهم و سرنوشتساز اسلام را همراهى كردند . آرى ، گرچه خون پاك شهيدان بدر و ديگر شهيدان ، در پيروزىهاى آينده اسلام مؤثر و مقدمهساز بود ، ولى سخن ما در اينجا دربارهء شهادتى است كه عين پيروزى مىباشد ! در تاريخ پنجاه ساله پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم - پايان سال شصت هجرى - نيز دربارهء شهادتى كه عين پيروزى باشد چيزى نقل نشده است . تا آن كه سال 61 ه فرا رسيد ؛ و اين ويژگى كه در طومار زمان براى صاحبش ، ابى عبدالله الحسين عليه السلام نهفته بود ، تحقق يافت . آرى ، حسين در ميان جاودانههاى تاريخ يگانه است و روزگار ، پس از او چنين ويژگىاى را به كس نخواهد داد . اما اين كه چرا پس از حسين عليه السلام كسى اين ويژگى را نداشته و ندارد ؟ ، دليلش اين است كه حادثه عاشورا نشان داد ، ميان اسلام ناب محمدى و امام حسين عليه السلام وحدتى تفكيكناپذير وجود دارد . در نتيجه دعوت به اين اسلام عين دعوت به حسين عليه السلام و رويارويى و دشمنى با آن ، عين رويارويى و دشمنى با حسين عليه السلام است . نيز بالعكس ، پس