كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
95
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
سرمايهدارى بود كه گله بزرگ شتران او باعث شده بود تا هنوز بعضى از خصوصيات صحرانشينى را حفظ نمايد . داراى ده پسر و شش دختر بود كه هريك از ديگرى زيباتر بودند . محمد بن سعد ( تاريخنويس ) احساس مردم مكه نسبت به فرزندان عبد المطلب را اين گونه بيان مىكند : « هيچكس در ميان اعراب به استوارى و منحصر بفرد بودن اين افراد نمىرسد . بينى آنها به قدرى بزرگ است كه قبل از آنكه دهان آنها به آب برسد بينى آنها سيراب مىشود . « 1 » » 7 جوانترين پسر عبد المطلب عبد اللّه نام داشت كه به روايت تاريخ هم زيباترين و هم عزيزترين پسر او بود . عبد اللّه پدر محمد ( ص ) گرديد . اما در اين زمان زندگى قريش رو به سختى گذارد ، و گوئى ستاره اقبال خانوادههاى آن رو به افول مىرفت . در زمان كودكى محمد ( ص ) واقعهاى در مكه رخ داد كه منجر به برخورد بين احلاف ( متحدين ) و مطيبون گرديد . اين واقعه نشان داد كه تا چه حد ستاره بخت قريش رو به افول مىرود . درست در زمانى كه عبد المطلب نيز دوران پيرى و ناتوانى را مىگذراند يك تاجر يمنى مقدارى كالا به يكى از افراد معتبر در طائفه ( سهم ) فروخت . « سهم » از اعضاى متحدين بود . او از پرداخت بهاى كالا سر باز زد و نهايتا تاجر يمنى به دادخواهى نزد قريش آمد . رئيس بنى تيم ، كه از مطيبون بود ، جلسهاى مشورتى از كليه معتمدين و تجار با اعتبار ، تشكيل داد . طائفههاى هاشم ، مطلّب ، اسد و زهره ، كه همگى جزو مطيبون بودند ، به اين دعوت پاسخ دادند و پس از آن گروهى را تشكيل دادند كه حلف الفضول ، يعنى پيمان فضيلتها « 2 » ، ناميده شدند . 8 آنها به كعبه رفته و همقسم شدند كه هميشه طرفدار ستمديدهها و مظلومين باشند . محمد ( ص ) كه در آن هنگام پسر بچهاى بيش نبود در اين جلسه شركت داشت و سخنرانى گرمى در تائيد اين حركت شجاعانه ايراد كرد . ولى گروه حلف الفضول قصد بهرهگيرى تجارى نيز از اين حركت داشت . تمام خويشاوندانى كه در اين گروه مشاركت كرده بودند در موقعيت ضعيفترى نسبت به ( متحدين ) كه تمامى تجارت مكه را در دست گرفته و به اينها اجازه قدرتنمائى نمىدادند قرار داشتند . همپيمانان به دور هم جمع شدند كه اين انحصار را شكسته و حق خود را بازگيرند .
--> ( 1 ) - اين جمله كنايه از مقام و موقعيت اين افراد است نه اينكه واقعا داراى بينى بسيار بزرگ باشند ! ! ( 2 ) - صحيح آن پيمان فضلها مىباشد ، چون چند نفر كه نامشان فضل بود اين پيمان را بستند .