كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )
83
زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )
نمىداد و هر دو در حال مصالحه با هم زندگى مىكردند . عبد الدار و وابستگانش از مزاياى معمولى خويشاوندى بهره مىجستند ، درحالىكه قدرت اصلى در دست عبد مناف و گروه مطيبون قرار داشت . اين هماهنگى همچنان در بين افراد خويشاوند در طائفه ادامه يافت . قريش به فعاليتهاى تجارى اشتغال داشت و در كنار آن به پرورش احشام و گلهدارى نيز مىپرداخت . شهر مكه محل بسيار مناسبى براى قراردادهاى تجارى بلند مدت گرديد . اعتبار « اللّه » و خانه كعبه ، بسيارى از اعراب را در فصل حج به سوى مكه و تجارت با آن شهر جلب مىنمود . ضمنا مكه در تقاطع دو راه تجارى بزرگ عربستان قرار داشت : راه حجاز ، كه از كناره شرقى درياى سرخ ، يمن و سوريه را به هم وصل مىكرد و تا فلسطين و اردن ادامه مىيافت ؛ و راه نجد كه يمن را به عراق متصل مىساخت . قريش روز به روز موفقتر مىگرديد . آنها امنيت شهر مكه را با جذب همپيمانان صحرانشين اطراف مكه كاملا حفظ مىكردند . از آنجا كه صحرانشينان جنگجويان شجاعترى بودند در مقابل خدمات جنگى كه در اختيار اهل مكه قرار مىدادند در شركتهاى تجارى آنان شريك بودند . اهل مكه با رواج « حلم » ، يعنى رفتارى توأم با آرامش ، هوش و حسابگرى در قرن ششم خود را به بزرگترين قدرت عربستان تبديل كردند . آنها به خوبى تشخيص دادند كه نبايد وجه المصالحه دو قدرت بزرگ ( ايران و روم ) قرار گيرند . بنابراين ، با وجود كمرنگ شدن قدرت پادشاهى جنوب عربستان ، آنها در مناقشه بين اين دو امپراطورى كاملا بىطرف باقى ماندند . ولى روابط با روم شرقى در حدود 560 ميلادى به خرابى گرائيد . 6 در آن زمان عربستان جنوبى به عنوان يكى از ايالات حبشه و در نتيجه جزو همپيمانان روم شرقى به حساب مىآمد . ابرهه فرماندار تعيين شده از جانب حبشه كه پيشرفت و موفقيت مكه او را به حسادت واداشته بود تصميم به تصرف اين شهر گرفت . اگرچه اين واقعه صورت افسانه به خود گرفته است ولى به نظر مىرسد كه او تشخيص داده بود كه عامل موفقيت قريش شهر مكه است . براى بىارزش كردن معبد خانه كعبه او معبد بسيار زيبائى از سنگهاى مرمر سفيد در شهر صنعا در جنوب عربستان ساخته بود و با حمله به مكه قصد نابودى كعبه را براى رونق گرفتن معبد صنعا در سر مىپروراند . ابرهه فيل بزرگى را همراه سپاه خود آورده بود كه بسيار باعث وحشت و ترس اهل مكه